برگردان به زبان ساده
شدم سپاسگزار خود از شکایت شوق
زهی ز من به دل بی غمش سرایت شوق
هوش مصنوعی: از شوق و علاقهای که در دل دارم، به خودم gratitude میدهم و از این بابت خوشحالم که عشق و شوقی که در وجودم هست، به قلب بیدغدغهاش راه یافته است.
به بزم باده گریبان گشودنش نگرید
خوشا بهانه مستی خوشا رعایت شوق
هوش مصنوعی: در میخانه، کسی که گریبان خود را برای نوشیدن باز میکند، به زیبایی از شادمانی و عشق مینگرد. خوشا بهانهای که انسان را به مستی و شوق میکشاند.
هر آن غزل که مرا خود به خاطرست هنوز
به بانگ چنگ ادا می کند ز غایت شوق
هوش مصنوعی: هر غزلی که در خاطر من باقی مانده، هنوز با صدای چنگ به خاطر شوقی عمیق اجرا میشود.
دخان ز آتش یاقوت گر دمد عجبست
عجب ترست ازین بر لبش حکایت شوق
هوش مصنوعی: اگر بخار و دود ناشی از آتش یاقوت بلند شود، جای تعجب نیست؛ اما آنچه جالبتر و شگفتانگیزتر است، داستان عشق و شوقی است که بر لب او حکایت میکند.
غلط کند ره و آید به کلبه ام ناگاه
صنم فریب بود شیوه هدایت شوق
هوش مصنوعی: اگر ناگهان عشق دلربا به خانهام بیاید، من در مسیرش دچار اشتباه میشوم و این شوق من را به سوی خود میکشد.
متاع کاسد اهل هوس به هم برزن
کنون که خود شده ای شحنه ولایت شوق
هوش مصنوعی: اجناس بیارزش و ناپایدارِ دلبستگان را برهم بریز، اکنون که خود به سرپرستی و حفاظت از شوق و عشق برخواستهای.
به خود مناز و بیاموز کار هم بپذیر
من و نهایت عشق و تو و بدایت شوق
هوش مصنوعی: به خودت مغرور نشو و یاد بگیر که باید مسئولیت کارهایت را بپذیری. من و تو باید با عشقی عمیق و شوقی سرشار به پیش برویم.
مکن به ورزش این شغل جهد می ترسم
که چون رسی به خط خطوه نهایت شوق،
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که در تلاش و کوشش برای انجام کارها، احتیاط کن. نگرانم که وقتی به پایان مسیر رسیدی، ممکن است اشتیاق و شوق اولیهات را از دست بدهی.
ترا ز پرسش احباب بی نیاز کند
غرور یکدلی و نازش حمایت شوق
هوش مصنوعی: غرور و دلبستگی یکدلی تو به حدی است که از سوالات دوستانت بینیازت میکند و این احساس حمایت و شوقی که داری، تو را در برابر آنها مستقل و محکم میسازد.
سر تو سبزتر از حرف غالبست به دهر
خجسته باد به فرق تو ظل رایت شوق
هوش مصنوعی: سر تو از کلام غالب درخشانتر است. امیدوارم زمانه برایت خوش یمن باشد و سایه شوق بر سرت سایه افکند.