برگردان به زبان ساده
گل و شمعم به مزار شهدا گشت تلف
نشدی راضی و عمرم به دعا گشت تلف
هوش مصنوعی: من به گل و شمعی که برای یاد شهدای عزیزم گذاشتم، عشق میورزم و امیدوارم که عمرم با دعا کردن برای آن ها بیهوده نگذرد.
سعی در مرگ رقیبان گرانجان کردی
می شناسم که چه از ناز و ادا گشت تلف
هوش مصنوعی: تو تلاش کردی تا رقیبان را به زحمت بیندازی و میدانم که چقدر از ناز و فریبایی خود آسیب دیدهای.
با غمت مرگ پدر سنجم و گویم هیهات
ناله ای چند که در کار قضا گشت تلف
هوش مصنوعی: با غم تو، درد فقدان پدرم را اندازه میزنم و میگویم که نمیتوانم چندین بار ناله کنم زیرا سرنوشت باعث از دست رفتن او شده است.
آمدی دیر به پرسش چه نثارت آرم
من و عمری که به اندوه وفا گشت تلف
هوش مصنوعی: تو دیر به سراغ من آمدی و من چه چیزی برای تو بگویم در حالی که عمرم به خاطر غم و اندوه هدر رفته است.
رنگ و بود ترا برگ و نوا بود مرا
رنگ و بو گشت کهن برگ و نوا گشت تلف
هوش مصنوعی: رنگ و عطر تو مانند برگ و نغمهای برای من بود، اما رنگ و عطر من به مرور زمان کهنه شده و نغمهام نابود گشت.
گل و مل باید و داغم که درین رنج دراز
هر چه بود از زر و سیمم به دوا گشت تلف
هوش مصنوعی: به دنبال زیباییها و خوشیها هستم، اما این درد و رنج طولانی باعث شده که هر چه ثروت و دارایی داشتم، به خاطر درمان این آلام هدر برود.
بال و پر شاید و میرم که درین بند گران
تاب و طاقت به خم دام بلا گشت تلف
هوش مصنوعی: شاید بتوانم پرواز کنم، اما به خاطر این زنجیر سنگین، تاب و توان من در برابر دام سرنوشت از بین رفته است.
لطف یک روزه تلافی نکند عمری را
که به درویزه اقبال جفا گشت تلف
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی که در یک روز به کسی داده میشود، نمیتواند جبران کننده سالها رنج و سختی باشد که فردی به خاطر نداشتن بخت و اقبال تجربه کرده است.
گیرم امروز دهی کام دل آن حسن کجا
اجر ناکامی سی ساله ما گشت تلف
هوش مصنوعی: اگر امروز به خواستهام از زیبایی دست یابم، اما آن وقت چه میشود با تمام ناکامیهای سی سالهای که از دست رفته است؟
کاش پای فلک از سیر بماندی غالب
روزگاری که تلف گشت چرا گشت تلف؟
هوش مصنوعی: ای کاش آسمان از حرکت بازمیماند در روزهایی که نابود شدیم. چرا این نابودی اتفاق افتاد؟