برگردان به زبان ساده
نیست معبودش حریف تاب ناز آوردنش
پیش آتش دیده ام روی نیاز آوردنش
هوش مصنوعی: پروردگار او قادر به تحمل ناز و فریبندگی نیست، من جلوهای از نیازمندی او را در برابر آتش دیدهام.
موعظت را سنگسار قلقل مینا کند
از ره گوشم به دل یک ره فراز آوردنش
هوش مصنوعی: موعظه و نصیحت برای من مثل سنگی است که در دل میافتد و باعث میشود که گوشم به آن توجه کند و آن را در دلم بهخوبی درک کنم.
تا خود از بهر نثار کیست؟ من میرم ز رشک
خضر و چندین کوشش و عمر دراز آوردنش
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که من نمیدانم برای نثار چه کسی تلاش میکنم، زیرا من از حسادت به خضر (شخصیت داستانی که به جاودانگی معروف است) میمیرم و برای به دست آوردن او کلی تلاش کردهام و عمر درازم را صرف این کار کردهام.
رحمت حق باد بر همدم که داند مست مست
بر سر نعشم به تقریب نماز آوردنش
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که میداند چگونه میتوان در هنگام نوشیدن، مرا به نماز نزدیک کند و مرا در حال مستی به خداوند نزدیک کند.
شوق گستاخست و من در لرزه کاخر سهل نیست
صبحدم در دل به چشم نیم باز آوردنش
هوش مصنوعی: شوق و هیجان بیپرواست و من در نگرانی هستم، زیرا آسودگی و راحتی نیست که صبح زود با چشمانی نیمهباز امیدی در دل به آن دست یابم.
وای ما گر غیر اندر خاطرش جا کرده است
رفتن و پیرایه و پیرایه ساز آوردنش
هوش مصنوعی: آه ما، اگر کس دیگری در دلش جایی گرفته باشد، رفتن و زینت و تزیین آوردن او دیگر چه فایدهای دارد؟
امتحان طاقت خویش ست از بیداد نیست
خلق را در ناله های جانگداز آوردنش
هوش مصنوعی: آزمون سختی که بر خود میکشی، ناشی از ستم دیگران نیست، بلکه دردها و نالههای جانسوز خودت آن را به وجود آورده است.
چون نمیرد قاصد اندر ره؟ که رشکم برنتافت
از زبانت نکته های دلنواز آوردنش
هوش مصنوعی: چرا قاصد در راه نمیمیرد؟ زیرا نمیتوانم حسادت را از تو بپذیرم که از زبانت نکتههای دلنواز و شیرین میآید.
مفت یاران وطن کز سادگیهای منست
در غریبی مردن و از جور بازآوردنش
هوش مصنوعی: دوستانم در وطن از سادگیهای من خوشحالند، اما در دوری از وطن مردن و نجات یافتن از ظلم و ستم چیز دیگری است.
بی زبانیهای غالب را چه آسان دیده ای
ای تو ناسنجیده تاب ضبط راز آوردنش
هوش مصنوعی: به راحتی میتوانی شاهد ناتوانی در بیان و اظهار احساسات دیگران باشی، اما تو که هنوز درک کافی نداری، نمیدانی که چگونه میتوان راز این سکوت را به زبان آورد.