برگردان به زبان ساده
خوشا حالم تن آتش بستر آتش
سپندی کو که افشانم بر آتش
هوش مصنوعی: حال من خوش است، حتی اگر در آتش باشم. دوست دارم که دلیلی برای شاد کردن خودم داشته باشم و بر آتش لذت بیفزایم.
ز رشک سینه گرمی که دارم
کشد از شعله بر خود خنجر آتش
هوش مصنوعی: از حسادت و غمی که در دل دارم، مانند شعلهای است که به جانم میزند و من را میسوزاند.
به خلد از سردی هنگامه خواهم
برافروزم به گرد کوثر آتش
هوش مصنوعی: من قصد دارم در بهشت، از شدت تب و تاب، آتش به پا کنم و دور کوثر جمع شوم.
خنک شوقی که در دوزخ بغلتد
می آتش شیشه آتش ساغر آتش
هوش مصنوعی: شوقی که در آتش جهنم هم وجود دارد، مانند حسی است که در شیشه و ظرف آتشین به چشم میخورد. این حس، گرما و شعله را در شکلی خاص به تصویر میکشد.
دلی دارم که در هنگامه شوق
سرشتش دوزخ ست و گوهر آتش
هوش مصنوعی: دلی دارم که در زمانهایی که شوق و عشق به اوج میرسد، درونش حسی همچون دوزخ وجود دارد و ارزش آن به مانند جواهراتی از آتش است.
به سان موج می بالم به طوفان
به رنگ شعله می رقصم در آتش
هوش مصنوعی: مانند موج دریا به طوفان میزنم و در آتش مانند شعله میرقصم.
بدان ماند ز شاهد دعوی مهر
که ریزد از دم افسونگر آتش
هوش مصنوعی: بدان مانند این است که شاهدی از عشق سخن میگوید، با قدرتی که در کلامش دارد، آتش افسونگری را به راه میاندازد.
دلم را داغ سوز رشک مپسند
مزن یارب به جان کافر آتش
هوش مصنوعی: دل من را با حسادت نسوزان، ای کاش به جان کافر هم آتش نیفکن.
چهارست آن که هر یک را از آن چار
بود از ناخوشی آبشخور آتش
هوش مصنوعی: چهار چیز وجود دارد که هر کدام به نوعی به آن چهار وابسته هستند؛ از ناشادی و بدبختی، سرچشمهای مانند آتش میجویند.
قمر در عقرب و غالب به دهلی
سمندر در شط و ماهی در آتش
هوش مصنوعی: در یک موقعیت نامناسب و دشوار قرار داشتن، در حالی که ممکن است دیگران در وضعیتی بهتر باشند. به عبارتی دیگر، این تصویر به تضاد میان حالتی آرام و دلپذیر و حالتی خطرناک و پرتنش اشاره دارد.