برگردان به زبان ساده
من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش
همی بر خویشتن لرزد پس آیینه سیمابش
هوش مصنوعی: من و تماشای رویی که وقتی نور میافتد، خودم از زیباییاش به لرزه میافتم، پس بگذار آینهای از نقره را ببینم.
به ذوق باده داغ آن حریف دوزخ آشامم
که هر جا بنگرد آتش بگردد در دهن آبش
هوش مصنوعی: از روی لذت نوشیدن شراب، آن دوست دوزخی را مینوشم که هر جا نگاه کند، آتش در دهان آبش میگردد.
زلیخا چهره با یعقوب شد نازم محبت را
به بوی پیرهن ماند قماش پرده خوابش
هوش مصنوعی: زلیخا به زیبایی یعقوب مینگرد و عشقش را با بوی پیراهن او توصیف میکند، گویی این بوی دلانگیز، او را به خواب و آرامش میبرد.
به گیتی ترک ذوق کامجویی مشکل ست اما
نوید خرمی آن را که گیرد دل ز اسبابش
هوش مصنوعی: در دنیا، چشیدن لذت و شادی کار آسانی نیست، اما کسی که دلش به چیزهای خوب و خوشایند وابسته است، میتواند خوشحالی و سعادتی را به دست آورد.
به فیض شرع بر نفس مزور یافتم دستی
چون آن دزدی که گیرد شحنه ناگاهان به مهتابش
هوش مصنوعی: من به برکت قوانین دین، بر نفس فریبکارم دستی یافتم مانند دزدی که ناگهان در زیر نور ماه، شحنه (سرباز) را غافلگیر کند.
به هستی چتر بستن های طاووس است پنداری
نشست ساقی و انگیز مینای می نابش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که وجود یک پوشش زیبا شبیه به چتر طاووس است، گویی که ساقی در حال نشستن و پر کردن جامی از شراب نابش است.
خرابی چون پدید آمد به طاعت داد تن زاهد
خمیدنهای دیوار سرا، گردید محرابش
هوش مصنوعی: زمانی که ویرانی به وجود آمد، زاهد تن به اطاعت و سادگی داد و دیوارهای منزل او به طرز عجیبی خم شدند و به عبادتگاهش تبدیل گردیدند.
بساطی نیست بزم عشرت قربانی ما را
مگر بافند از تار دم ساطور قصابش
هوش مصنوعی: در اینجا به وضعیت نابسامان و عدم میسر بودن شادی و خوشی اشاره میشود. میتوان گفت که برای برپایی جشن شادی و زندگی، نیاز به چیز خاصی است که در این دنیا وجود ندارد. در واقع، این وضعیت به شدت به فداکاری و قربانی کردن در برابر ظلم و ستم اشاره دارد، گویی تنها در حالی که قربانیای وجود داشته باشد، امکان برپایی لحظاتی شاد وجود دارد.
ز تار شمع تیز آهنگ ذوق ناز می بالد
به شرط آن که سازی از پر پروانه مضرابش
هوش مصنوعی: از لطافت شعله شمع، ذوق و لذت ناز به وجود میآید، به این شرط که سازی از بالهای پروانه به کار رود.
مناز ای منعم و دیماه گلخن تاب را بنگر
که خوابش مخمل و خاکستر گرم ست سنجابش
هوش مصنوعی: ای بخشندهی سخاوت، به گلخن در دیماه نگاه کن که خوابش نرم و لطیف و در عین حال گرم و دلپذیر است، مانند سنجابش که در آرامش است.
از این رخت شراب آلوده ات ننگ آیدم غالب
خدا را یا بشو یا بفگن اندر راه سیلابش
هوش مصنوعی: از لباس آغشته به شراب تو خجلت زدهام. یا به خودت بیا و پاک شو، یا در مسیر طغیانی که خداوند به راه انداخته، غرق شو.