برگردان به زبان ساده
هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویس
بهر دفع فتنه حرزی از برایش می نویس
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینی به خاطر شراب مست شده، در وصف او چیزهایی مینویسند تا از بروز مشکلات و فتنهها جلوگیری شود.
ای رقم سنج یمین دوست بیکاری چرا
خود سپاس دست خنجر آزمایش می نویس
هوش مصنوعی: ای کسی که به اندازه وفاداری دوستان را میسنجی، چرا در این زمان که بیکار هستی، خود را با نعمت زندگی و آزمایشها نمینویسی؟
آنچه همدم هر شب غم بر سرم می بگذرد
هر سحر یکسر به دیوار سرایش می نویس
هوش مصنوعی: هر شب در دل خود غمی را تجربه میکنم، و صبحها تمام آن احساسات را بر دیواری که به آن پناه میبرم، مینویسم.
گر همین دیو و غریو و رنگ و نیرنگست و بس
هر کجا شیخی ست کافر ماجرایش می نویس
هوش مصنوعی: اگر فقط همین اوضاع و شرایط و ظاهرها و فریبها وجود داشته باشد، هر جا که کسی از راه دین و مذهب صحبت کند، داستانش را ثبت کن و به آن فکر کن.
خواریی کاندر طریق دوستداری رو دهد
از مداد سایه بال همایش می نویس
هوش مصنوعی: هر نوع ذلت و خاری که در مسیر عشق و محبت به دوست وجود دارد، از آن بر بستر کلمات، با مهارت و با دقت بنویس.
می فرستی نامه وین را چشم زخمی در پی ست
چشم حاسد کور بادا در دعایش می نویس
هوش مصنوعی: تو نامه میفرستی و من از چشم زخم در امان نیستم، به امید اینکه حسودها به چشمشان کور شود، در دعای خود این را بنویس.
هر که بعد از مرگ عاشق بر مزارش گل برد
فتوی از من در بتان زود آشنایش می نویس
هوش مصنوعی: هر کسی که بعد از مرگ عاشق بر سر مزارش گل بگذارد، میتواند به راحتی با معشوقهاش ارتباط برقرار کند. من در این مورد نظر مثبتی دارم.
رحمی از معشوق هر جا در کتابی بنگری
بر کنار آن ورق جانها فدایش می نویس
هوش مصنوعی: هر جا در کتابی نامی از محبوب بیابی، بر لبه آن صفحه بنویس که جانها فدای اوست.
ای که با یارم خرامی گر دل و دستیت هست
نام من در رهگذر بر خاک پایش می نویس
هوش مصنوعی: ای کسی که با عشق و یارت راه میروی، اگر دل و دستانت به من تعلق دارد، نامم را در راهی که او قدم میگذارد، بر خاک پایش بنویس.
هر کجا غالب تخلص در غزل بینی مرا
می تراش آن را و مغلوبی به جایش می نویس
هوش مصنوعی: هر جا که در غزل نام مستعار من را دیدی، آن را کنار بگذار و به جای آن نامی دیگر بنویس که در سایه اش قرار گرفته است.