برگردان به زبان ساده
دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد
به فرقم اره طلوع پر هما دارد
هوش مصنوعی: فکر و احساس کسانی که زودگذر هستند، پر از دغدغه و مشکلات است و در روح و جانشان درک عمیقتری از حقیقت و زیبایی وجود دارد.
به وعده گاه خرام تو کرد نمناکم
بیا که شوقم از آوارگی حیا دارد
هوش مصنوعی: به محل ملاقات تو، با قدمهای نرم و ملایم بیایید. اشتیاق من به تو، از سر بیتکلفی و خجالت است.
گشاد شست ادای تو دلنشین منست
اگر خدنگ تو در دل نشست جا دارد
هوش مصنوعی: اگر انگشت تو به شکل دلپذیری باز شود، نشان از لطافت و زیبایی توست و اگر تیر محبتت به دل من نشسته باشد، جای شگفتی ندارد.
ز من مترس که ناگه به پیش قاضی حشر
هجوم ناله لبم را ز ناله وا دارد
هوش مصنوعی: از من نترس که ممکن است ناگهان در روز قیامت، صدای نالهام باعث شود که لبهای من از شدت ناله به حرکت درآید.
دلم فسرد بیفزا به وعده ذوق وصال
چراغ کشته همان شعله خونبها دارد
هوش مصنوعی: دل من خسته و پژمرده است، پس به امید دیدار و لذت وصال، شمعی روشن کن، زیرا آتش این شمع نیز به اندازهای ارزشمند است که مانند قیمت خون شهیدان میسوزد.
تپم ز رشک، همانا به جستجوی کسی ست
که خور ز تاب خود آتش به زیر پا دارد
هوش مصنوعی: به خاطر حسادتی که دارم، به دنبال کسی هستم که از شدت زیبایی و جذابیتش، حرارت و شور خاصی را به اطراف خود منتقل میکند.
پی عتاب همانا بهانه می طلبد
شکایتی که ز ما نیست هم به ما دارد
هوش مصنوعی: در پی سرزنش، نیاز به توجیه و دلیل داریم، شکایتی که یا از ما نیست و یا به ما نسبت داده میشود.
خوش ست دعوی آرایش سر و دستار
ز جلوه کف خاکی که نقش پا دارد
هوش مصنوعی: خوشا این ادعا که سر و دستار به زیبایی آراسته شده است، از جلوهای که نقش پا بر خاک مینهد، نشأت میگیرد.
ز جور دست تهی ناله از نهادم جست
نیی که برگ ندارد همان نوا دارد
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم، به جایی رسیدم که تنها میتوانم ناله کنم. مانند نیای هستم که برگ ندارد، ولی هنوز صدای همان «نوا» را از خود درمیآورم.
ز سادگی رمد از حرف عشق و من به گمان
که دوست تجربه ای دارد از کجا دارد
هوش مصنوعی: به خاطر سادگیام، از حرف عشق فرار میکنم و فکر میکنم که دوستم تجربهای دارد که نمیدانم از کجا به دست آورده است.
به خون تپیدن گلها نشان یکرنگی ست
چمن عزای شهیدان کربلا دارد
هوش مصنوعی: خونین شدن گلها نشاندهندهی یکپارچگی و همدلی در چمن است، زیرا این فضا به خاطر شهدای کربلا در حال سوگواری است.
فغان که رحم بدآموز یار شد غالب
روا نداشت که بر ما ستم روا دارد
هوش مصنوعی: ای وای که یار با بدآموزیاش غالب شد و اجازه نداد که بر ما ستمی روا دارد.