برگردان به زبان ساده
یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت
همچو عیدی که در ایام بهار آمد و رفت
هوش مصنوعی: دوست من در روزهای جوانی به یکباره و بیخبر وارد زندگیام شد و به همان سرعت هم از آن خارج گردید، مانند عیدی که هر ساله در بهار میآید و بعد از مدتی میرود.
تا نفس باخته پیروی شیوه کیست
تندبادی که به تاراج غبار آمد و رفت
هوش مصنوعی: هر کس که نفس خود را باخته و از آن پیروی میکند، در واقع مانند تندبادی است که در مسیرش غبار را به تاراج میبرد و میرود.
سبحه گردان اثرهای وجودست خیال
هر چه گل کرد تو گویی به شمار آمد و رفت
هوش مصنوعی: گوینده به این نکته اشاره دارد که افکار و خیالات انسان مانند دانههای تسبیح در دست او هستند. هر گلی که در ذهن انسان شکوفا میشود، به مانند یک دانه تسبیح است که میتوان آن را شمرد و در نهایت از میان میرود. این یعنی از وجود ما، هر تفکر و خیال به نوعی قابل شمارش و گذراست.
طالع بسمل ما بین که کماندار ز پی
پاره ای بر اثر خون شکار آمد و رفت
هوش مصنوعی: قسمت مرگ ما به دست تقدیر است، چون تیرانداز به دنبال پارهای از طعمهاش، با اثر خون شکار به سمت ما آمد و رفت.
شادی و غم همه سرگشته تر از یکدگرند
روز روشن به وداع شب تار آمد و رفت
هوش مصنوعی: شادی و غم هر کدام در حالتی گیج و ناراحت به سر میبرند، روز روشن با دلتنگی شب تار را وداع کرده و از هم جدا شدند.
هرزه مشتاب و پی جاده شناسان بردار
ای که در راه سخن چون تو هزار آمد و رفت
هوش مصنوعی: به دیگران وابسته نشو و به دنبال راهنماهای بیثمر نرو، زیرا در مسیر کلام، هزاران نفر آمدند و رفتند.
برق تمثال سراپای تو می خواست کشید
طرز رفتار ترا آینه دار آمد و رفت
هوش مصنوعی: برق تصویر زیبای تو میخواست خود را به تصویر بکشد، اما راه و روش تو چنان خاص و متفاوت بود که آینهای برای نشان دادن آن کافی نبود.
هله غافل ز بهاران چه طمع داشته ای
گیر کامسال به رنگینی پار آمد و رفت
هوش مصنوعی: عزیزم، از بهار غافل نباش. چه توقعی داری؟ لحظههای زندگی را در زیباییشان دریافت کن، چرا که سال نو با خوشرنگی و سرزندگیاش آمده و رفته است.
به فریب اثر جلوه قاتل صد بار
جان به پروانگی شمع مزار آمد و رفت
هوش مصنوعی: شعله شمعی که به خاطر زیباییاش، جانش را فدای عشق میکند، بارها در گرداب مرگ در کنار مزار میآید و میرود.
غالبا عین حزینست به هنجار بروز
موج این بحر مکرر به کنار آمد و رفت
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات، حالت غمگینی به طور طبیعی در وجود انسان است. مانند رویدادهایی که در سطح دریا رخ میدهد و به طور مکرر جلوهگر میشود، زندگی ما هم با آمد و رفت و تغییرات همراه است.