قصاید و قطعات
قائم مقام فراهانی
»
دیوان اشعار
»
قصاید و قطعات
شمارهٔ ۱ - قصیده ای است در تبریک ورود ولی عهد از طهران به تبریز : این طارم فرخنده که پیداست زبیدا
شمارهٔ ۲ - در مدح و اندرز ولی عهد : ای خسرو فرخنده که گردنده به حکمت
شمارهٔ ۳ - در هجو و نکوهش آصف الدوله و سایر سرداران قشون پس از شکست و فرار از جنگ روس : بگریز به هنگام که هنگام گریزست
شمارهٔ ۴ - خطاب به نایب السلطنه : امروز که با شاه جهان ماه جهان است
شمارهٔ ۵ - جواب قطعه نواب عبدالله میرزای دارا که از جانب نایب السلطنه نوشته : ای بلند اختر برادر کاین ستم گر آسمان
شمارهٔ ۶ - قصیده است در فتح قلعه خبوشان مشهور به قوچان : موت و حیاتی که خیر خلق زمین است
شمارهٔ ۷ - خطاب به ولی عهد : تو گنج خویش پسندی خراب و ملک آباد
شمارهٔ ۸ - در تهنیت یکی از فتوحات ولی عهد در جنگ روس : خواب بس ای بخت خفته شب به سر آمد
شمارهٔ ۹ - در نکوهش حاجی میرزا آقاسی : زاهد چه بلائی تو که این رشته تسبیح
شمارهٔ ۱۰ - اندرز به دوستی مزاحم : مخدوم من ای آن که مرا در همه عالم
شمارهٔ ۱۱ - قطعه ای است که قائم مقام از جانب میرزاذره گفته : خسروا! ای آن که خدام درت از یک نظر
شمارهٔ ۱۲ - در وصف فروردین و ستایش ولی عهد : باز باغ از فر فرودین جوان شد
شمارهٔ ۱۳ - در شکوه از والی عراق : ای داور دین پرور عادل که ز عدلت
شمارهٔ ۱۴ - در هجو حاجی حیدر علی خان شیرازی صندوق دار و مهردار ولی عهد عباس میرزا : جهان داور خدیوا آن توئی امروز در عالم
شمارهٔ ۱۵ - ایضاقطعه ای است در نکوهش و شکایت از همو : خسروا جز دل من بنده که خود قابل نیست
شمارهٔ ۱۶ - قائم مقام از قول میرزا شهدی گفته : خسروا، دین پرورا: ای آن که کار ملک را
شمارهٔ ۱۷ - در نکوهش آصف الدوله و سرداران فراری از جنگ روسیه : دین ز چه باقی است از بقای ولی عهد
شمارهٔ ۱۸ - این قصیده را قائم مقام در شکست ایران و استیلای روس از روی دل تنگی گفته است : روزگار است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد
شمارهٔ ۱۹ - قطعه : صاحبا ای که به میدان سخن دانی
شمارهٔ ۲۰ - قطعه تقاضایی بره : «رهی را، هست عرضی بر جنابت
شمارهٔ ۲۱ - جواب قائم مقام از قطعه تقاضائی بره : قطعه ای را که اوستاد عراق
شمارهٔ ۲۲ - در شکست چوپان اوغلی و پیروزی ولی عهد : نصره و اقبال و بخت و دولت و فتح و ظفر
شمارهٔ ۲۳ - در شکایت از حاکم عراق : بیا و راحت جان من ای غلام بیار
شمارهٔ ۲۴ - نامه منظومی است که به شاهزاده خانم عیال خود نبشته : تا شد دل من بسته آن زلف چو زنجیر
شمارهٔ ۲۵ - به رسم مطایبه در باب فرامرز خدمت گزار ولی عهد فرماید : گر سرو به بیند قدرعنای فرامرز
شمارهٔ ۲۶ - در موعظه به نایب السلطنه و نا به سامانی اوضاع آذربایجان : جانا نفسی آخر فارغ ز دو عالم باش
شمارهٔ ۲۷ - در شکایت از عمال تبریز گوید : دلی دیوانه دارم وندران درد نهان دارم
شمارهٔ ۲۸ - قطعه ای است که از قول عبدالرزاق بیک دنبلی به یکی از عمال نبشته : ای عزیزی که مال و جاه ترا
شمارهٔ ۲۹ - قصیده شکوائیه از فتنه جوئی ابنای زمان و از بخت بد خود : ای بخت بد ای مصاحب جانم
شمارهٔ ۳۰ - قائم مقام این قصیده را از قول پاشاخان ایروانی فرموده : چشمی بگشا مگر نه من آنم،
شمارهٔ ۳۱ - قطعه ای است هنگام تبعید در خراسان : ای وای به من که یک غلط گفتم
شمارهٔ ۳۲ - نامه منظومی است به یکی از عمال : ای بزرگی که در دو عالم نیست
شمارهٔ ۳۳ - در مدح ظل السلطان علی شاه فرماید : نو بهارست بیا تا طرب از سر گیریم
شمارهٔ ۳۴ - در تشویق ولی عهد برای راندن سپاه روس از ایران : دوشم به وثاق آمد آن خسرو خوبان
شمارهٔ ۳۵ - قصیده ای است در شکایت از هم وطنان نادان : آه ازین قوم بی حمیت و بی دین
شمارهٔ ۳۶ - قصیده ای است در نکوهش یکی از بزرگان : ایا شکسته سر زلف ترک تبریزی
شمارهٔ ۳۷ - در زمان معزولی در شکایت از روزگار سروده : دلا تا کی شکست از دست هر پیمان شکن بینی
شمارهٔ ۳۸ - در نکوهش شاعری بدیع تخلص گوید : ای بدیع آهستهتر رو، بس بدیع است این که تو،
شمارهٔ ۳۹ - قطعه : هر کس که ز روز بد بترسد
شمارهٔ ۴۰ - این نوع شعر را مضمن قبیح گویند و جز در هزل نیاید : سیدا دست و پا مزن که: بعو
شمارهٔ ۴۱ - قطعهایست در مورد مربای سیب : من که پرورده طعم آبم
شمارهٔ ۴۲ - در سال شکست چوپان اوغلی گفته و بر روی توپ هایی که از لشکر عثمانی گرفتند حک کردند : چون سال بر هزار و دو صد رفت و سی و هفت
شمارهٔ ۴۳ : آه از آن دم که رفت لابد و ناچار،
شمارهٔ ۴۴ - در مدح میرزا حسین ولد میرزا محمد علی اشکبوس گفته : آن چه از مژگان خون ریز حسین بر من گذشت
شمارهٔ ۴۵ - از نامه قائم مقام به فرزندش محمد : نارنج و بنفشه بر طبق نه
شمارهٔ ۴۶ - دوبیتی : نه دین استم، نه زور، و نه زر استم