برگردان به زبان ساده
من که پرورده طعم آبم
از چه با تهمت شهد نابم
هوش مصنوعی: من که طعم آب را چشیدهام، چرا به من تهمت میزنند که شهد ناب را مینوشم؟
نقطه ممتنع التقسیمم
مرکز دایره پشقابم
هوش مصنوعی: من نقطهای هستم که نمیتوان آن را تقسیم کرد و در واقع مرکز دایرهای هستم که به شکل پشقاب است.
وحدت صرف و ببرهان شهود
رد هر مشرک و هر مرتابم
هوش مصنوعی: در اینجا به این مفهوم اشاره شده است که با استناد به دلایل روشن و دیدن واقعیات، میتوان هر نوع کفر و تردیدی را رد کرد و به یگانگی و حقیقت دست یافت.
منم آن دخت که در حجله شاخ
شد فرو چیده به عیش اسبابم
هوش مصنوعی: من آن دختری هستم که در شب عروسیام به زیبایی و شادی درخشان هستم و همه چیز برای جشن و خوشیام آماده شده است.
بود در شاخ زمرد مهدم
بود در مهد زبرجد خوابم
هوش مصنوعی: در درختی از جنس زمرد، جایی برای خوابم وجود داشت و در بستر زبرجد، آرام میخوابیدم.
دایه صنع همی سود به چهر
گه سفیدابم و گه سرخابم
هوش مصنوعی: آفرینش به من کمک میکند، گاهی چهرهام روشن و گاهی به زیور سرخ درمیآید.
غافل از گردش چرخ دولاب
که به طهران کشد از دولابم
هوش مصنوعی: بیخبر از دورانی که چرخ زمان میچرخد و انسان را به سرنوشتی میکشاند که نمیتواند از آن فرار کند.
پس به ناظر دهدم کز تن، پوست،
به در آرد بتر از قصابم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم به کسی که میبیند بگویم که از بدنم، پوستم را بیرون میآورد و این کار از دست قصاب هم بدتر است.
ناظرا کارد به پهلو مزنم
نه توئی رستم و من سهرابم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ناظر دور و برش اشاره میکند و میگوید که من هم نمیخواهم به تو آسیب بزنم. تو نه شخصیت قوی و مشهور رستم هستی و نه من سهراب که با هم در نبرد قرار بگیریم. به عبارت دیگر، او قصد ندارد به کسی آسیب بزند و نمیخواهد وارد درگیری شود؛ بلکه در حال بیان یک نوع تسلیم و آرامش است.
منم آن زائده خوان وزیر
که کنون مائده اصحابم
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که در کنار وزیران به عنوان زائده و همراه شناخته میشوم و اکنون پذیرایی و مائدهای برای یاران و دوستانم فراهم کردهام.
دست ها سجده به سویم آرند
به مثال که مگر محرابم
هوش مصنوعی: دستها به سمت من دراز میشوند و به سجده میافتند، گویی که من معبدم.