برگردان به زبان ساده
هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشید
هر دل که شد اسیر تو دست از جهان کشید
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی تو را دید، از اعماق وجودش نالهای برآورد و هر دلی که به محبت تو گرفتار شد، از دنیا فرار کرد.
هر خون که ریختی تو به محشر نشد حساب
پنداشتم حساب تو را میتوان کشید
هوش مصنوعی: هر قطره خونی که در روز قیامت از تو ریخته شود، حساب و کتابش انجام نخواهد شد. من فکر میکردم میتوانیم محاسبه کنیم و به حساب تو برسیم.
دیشب به یاد قد تو از دل کشیدهام
آهی که انتقام من از آسمان کشید
هوش مصنوعی: دیشب به یاد قامت تو، از عمق وجودم آهی کشیدم که گویی آسمان نیز به وسیلهٔ آن به نوعی انتقامم را گرفت.
آن را که چرخ داد به کف سر خط امان
خود را به زیر سایه پیر مغان کشید
هوش مصنوعی: آن کسی که زمانه او را به چرخش درآورده، خود را زیر سایهی راهنمایی پیر مغان قرار داده است.
یک بارگی خصومت عشاق و بوالهوس
برخاست از میانه چو تیغ از میان کشید
هوش مصنوعی: ناگهان، دشمنی میان عاشقان و دلباختگان شروع شد، مانند اینکه شمشیری از میان کشیده شود.
ابروی او که مایهٔ چندین گشایش است
منت خدای را که به قتلم کمان کشید
هوش مصنوعی: ابروی او که باعث خوشحالی و راحتی بسیاری است، را شکر که به خاطر من نیز از کمان عشق استفاده کرده و به سمت من آمد.
مسکین کسی که داد ز کف آستین تو
مسکینتر آن که پای از آن آستان کشید
هوش مصنوعی: بیچاره کسی که از دست تو ناله میکند، اما بیچارهتر کسی است که قدمش را از آن درگاه برداشته و رفته باشد.
این است اگر تطاول گلچین و باغبان
باید قدم فروغی از این گلستان کشید
هوش مصنوعی: اگرچه گلچین و باغبان در کار خود بلندپروازی میکنند، اما باید از جایگاه این گلستان غریبانه و با احتیاط گام برداشت.