برگردان به زبان ساده
همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
آه از این راه که باریک تر از موی تو بود
هوش مصنوعی: هر شب، دل من به خاطر گیسوی تو در غم و اندوه بود و ای کاش که این مسیرِ پر درد و رنج، باریکتر از موی تو نمیبود.
رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت
که ره قافلهٔ دیر و حرم سوی تو بود
هوش مصنوعی: مسافر عشق میدانست که مسیر قافله از معبد و حرم به سوی تو میگذرد.
گر نهادیم قدم بر سر شاهان شاید
که سر همت ما بر سر زانوی تو بود
هوش مصنوعی: اگر ما قدم به روی پادشاهان بگذاریم، شاید سر تلاش و ارادهمان بر روی زانوی تو باشد.
پیش از آن دم که شود آدم خاکی ایجاد
بر سر ما هوس خاک سر کوی تو بود
هوش مصنوعی: قبل از اینکه انسان خاکی به وجود بیاید، آرزوی ما این بود که بر سر ما عشق و علاقه به خاک کوی تو حاکم شود.
پنجهٔ چرخ ز سر پنجهٔ من عاجز شد
که تواناییام از قوت بازوی تو بود
هوش مصنوعی: چرخ گردون از قدرت من ناتوان شد، زیرا نیروی من به خاطر قدرت تو بود.
زان شکستم به هم آیینهٔ خودبینی را
که نگاهم همه در آینهٔ روی تو بود
هوش مصنوعی: من از عشق و وابستگی به تو آنچنان شکستهام که دیگر نمیتوانم به خودم و خودبینیام نگاه کنم؛ زیرا تمام توجه و نگاهی که داشتم تنها معطوف به چهرهٔ تو بود.
پیر پیمانهکشان شاهد من بود مدام
که همه مستیم از نرگس جادوی تو بود
هوش مصنوعی: پیر کاربلد و باتجربه در دنیای مینوشی همیشه ناظر من بود و میدید که ما همه تحت تأثیر زیبایی و جاذبه چشمان تو مست و سرمست شدهایم.
تا مرا عشق تو انداخت ز پا دانستم
که قیامت مثل از قامت دلجوی تو بود
هوش مصنوعی: وقتی که عشق تو مرا به زمین زد، فهمیدم که روز قیامت شبیه قامت دلنشین تو خواهد بود.
ماه نو کاسته از گوشهٔ گردون سر زد
که خجالتزدهٔ گوشهٔ ابروی تو بود
هوش مصنوعی: ماه نو از آسمان برخاست و به گونهای ظاهر شد که گویی از دیدن ابروی تو شرمنده شده است.
نفس خرم جبریل و دم باد مسیح
همه از معجزهٔ لعل سخنگوی تو بود
هوش مصنوعی: نفس خوشبوی جبریل و وزش باد مسیح همه از معجزه و زیبایی کلام تو نشأت گرفته است.
مهربانی کسی از دور فلک هیچ ندید
زان که هم صورت و هم سیرت و هم خوی تو بود
هوش مصنوعی: کسی از دور آسمان مهربانی را ندیده است، زیرا هم ظاهرت و هم باطنت و هم اخلاق تو یکسان است.
هیچ کس آب ز سرچشمهٔ مقصود نخورد
مگر آن تشنه که جایش به لب جوی تو بود
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به مقصود و خواستههای واقعی خود برسد مگر آن کسی که چندان علاقهمند و مشتاق است که جایش به کنار آب شهرت تو خواهد بود.
دوش با ماه فروزنده فروغی میگفت
کافتاب آیتی از طلعت نیکوی تو بود
هوش مصنوعی: دیشب ماه درخشانی با فروغی صحبت میکرد و میگفت که آفتاب نشانی از زیبایی تو است.