برگردان به زبان ساده
آشوب شهر طلعت زیبای او بود
زنجیر عقل جعد چلیپای او بود
هوش مصنوعی: زیبایی چهره او در شهر دلها غوغا به پا کرده است و زنجیر عقل در برابر جعد و زیبایی موی او به تنگنا افتاده است.
ما و دلی که خسته تیر بلای عشق
ما و سری که بر سر سودای او بود
هوش مصنوعی: ما دل خستهای داریم که به خاطر عشق، گویی تیر بلایی به آن زده شده است و سری داریم که به خاطر آرزوی او در درد و رنج به سر میبرد.
بالای او مرا به بلا کرد مبتلا
یعنی بلا نتیجهٔ بالای او بود
هوش مصنوعی: بالا بودن او باعث شد که من دچار مشکل و رنج شوم، به این معنا که گرفتاری من به دلیل مقام و موقعیت او است.
بر خاک پای ماه من ار سر نسوده مهر
پس چارمین سپهر چرا جای او بود
هوش مصنوعی: اگر از عشق و محبت ماه من چیزی کم نشده باشد، پس چرا در این چهارمین آسمان، جایی برای او وجود دارد؟
هشیاریش محال بود روز رستخیز
هر کس که مست نرگس شهلای او بود
هوش مصنوعی: در روز قیامت، کسی که تحت تأثیر زیبایی چشمان او باشد، هرگز نمیتواند هوشیار و بیدار باشد.
روزی که پاره میشود از هم طناب عمر
امید من به زلف سمن سای او بود
هوش مصنوعی: روزی که عمرم به پایان میرسد، امید من تنها به زلف معشوقهام بوده است.
هر سر سزای افسر زرین نمیشود
الا سری که خاک کف پای او بود
هوش مصنوعی: هر کس شایستهی تاج و تخت و مقام بلند نیست جز کسی که خود را در برابر مقام والای دیگران خاضع و فروتن کند.
هر جا حدیث چشمه کوثر شنیدهای
افسانهای ز لعل شکرخای او بود
هوش مصنوعی: هر جا که درباره چشمه کوثر سخن گفته شده، در واقع اشاره به داستانی از زیبایی و شیرینی لعلهای اوست.
هر انجمن که جلوهٔ فردوس دیدهای
دیباچهای ز روی دل آرای او بود
هوش مصنوعی: هر جمع و اجتماع زیبا و دلنشینی که دیدهای، در واقع نمونهای از زیبایی و دلآرایی آن معشوق بوده است.
دانی قیامت از چه ندارد سر قیام
در انتظار قامت رعنای او بود
هوش مصنوعی: میدانی چرا قیامت برپا نمیشود؟ چون همه چیز در انتظار ظهور آن محبوب زیباست.
شد روشنم ز نظم فروغی که بر فلک
خورشید یک فروغ ز سیمای او بود
هوش مصنوعی: نور و زیبایی او چنان تأثیری بر من گذاشته که مرا روشن کرده است. این روشنایی مانند نوری است که خورشید بر آسمان میتابد و تمام عالم را نورانی میکند.