برگردان به زبان ساده
زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
که دو صد خون به دل محرم و بیگانه نکرد
هوش مصنوعی: پرتنهای موی زیبای تو، همچون مشاطهای، شب را بیآنکه شانه کند، سپری کرد و به این ترتیب، دوصد دل را - چه آشنا و چه بیگانه - مبتلا به درد و غم ساخت.
خرمنی نیست که غمهای تو بر باد نداد
خانهای نیست که سودای تو ویرانه نکرد
هوش مصنوعی: غمهای تو آنقدر زیادند که نمیتوانند به تنهایی دلی بشکنند و خانهای را خراب کنند. در واقع، هیچ چیز نمیتواند به اندازه عشق و آرزوی تو تأثیرگذار باشد.
آخرش چرخ به زندان مکافات کشید
هر که را سلسلهٔ موی تو دیوانه نکرد
هوش مصنوعی: در نهایت، هر کسی که به خاطر موهای تو دیوانه شده، به سرنوشت سختی دچار شده است.
شیخ تا حلقهٔ زنار سر زلف تو دید
هیچ در دل هوس سبحهٔ صد دانه نکرد
هوش مصنوعی: شیخ وقتی که حلقهٔ زنار را در سر زلف تو دید، هیچگاه در دلش هوس نکرد که سبحهای از صد دانه داشته باشد.
رخ افروختهات ز آتش هجرانم سوخت
آن چه او کرد به من، شمع به پروانه نکرد
هوش مصنوعی: چهره زیبایت به خاطر دوری از تو، مرا سوزانده است. آنچه او با من کرد، حتی شمع را هم به پروانه نمیسوزاند.
خانه هستیش از سیل فنا ویران باد
هر که از روی صفا خدمت میخانه نکرد
هوش مصنوعی: خانه وجودش بر اثر سیل نابودی ویران میشود، هر کسی که با نیت خالص و صفا به خدمت این خانه نپردازد، به بیراهه خواهد رفت.
نه عجب گر بکند دست قضا ریشهٔ او
هر حریفی که می از شیشه به پیمانه نکرد
هوش مصنوعی: این طبیعی است که سرنوشت ریشهی کسی را بکند که هرگز از شیشه، مشروب را در پیمانه نریخته است.
آگهی هیچ ز کیفیت مستانش نیست
آن که در پای قدح نعرهٔ مستانه نکرد
هوش مصنوعی: کسی که در میخانه به حال مستی نمیرسد و از شوق و حال مستانه چیزی نمیداند، نمیتواند به کیفیت و ویژگیهای جذاب و دلکش آن مستی آگاهی پیدا کند.
پی به سر منزل مقصود فروغی نبرد
آن که جان را به فدای سر جانانه نکرد
هوش مصنوعی: کسی که جان خود را برای دوستش نگذارد، نمیتواند به هدف نهایی خود برسد.