برگردان به زبان ساده
هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرد
اول شکاف سینهٔ مرا نشانه کرد
هوش مصنوعی: هر بار که تیر از کمان تو پرتاب میشود، نخستین هدف آن، شکاف سینهٔ من است.
دستی که بر میان وصال تو میزدم
تیغ فراق منقطعش از میانه کرد
هوش مصنوعی: دستی که به دنبال وصال تو بودم، حالا با جدایی و فراق از بین رفته است.
تا چشمم اوفتاد به شاهین زلف تو
عنقای عشق بر سر من آشیانه کرد
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه من به موهای زیباترینت افتاد، عشق همچون پرندهای افسانهای در زندگیام جا گرفت.
سیل غمت فتاد به فکر خرابیام
چندان که در خرابه من جغد خانه کرد
هوش مصنوعی: غم تو مثل سیلی به سراغ من آمده و به فکر خراب کردن زندگیام افتاده، بهطوری که جغد در ویرانههای زندگیام nest کرده است.
در ناف آهوان ختا نافه گشت خون
تا جعد مشکبوی تو را باد شانه کرد
هوش مصنوعی: در دشتهای ختا، خون ناف آهوان بهدلیل عشق تو جاری شد تا اینکه نسیم، موهای عطرآگین تو را شانه کند.
هر سر خبر ز سر محبت کجا شود
الا سری که سجدهٔ آن آستانه کرد
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق و محبت حقیقی دست یافته باشد، میداند که چه راهی را باید برود و به کجا باید برگردد. تنها کسی که به درگاه محبوب سجده کرده و تسلیم اوست، میتواند به این درک برسد.
تنها من اسیر خط و خال او شدم
بس مرغ دل که صید بدین دام و دانه کرد
هوش مصنوعی: تنها من هستم که به دلیل زیباییها و جذابیتهای او اسیر شدم؛ خیلیها همچون من فریب این دام و زیبایی او را خوردهاند.
تیغ ستم کشیده به سر وقت من رسید
الحق که در حقم کرم بیکرانه کرد
هوش مصنوعی: تیغ ظلم به موقع بر سر من فرود آمد و در واقع، نسبت به من لطف و احسان بیپایانی انجام داد.
گفتم مگر ز باده به دامن نشانمش
برخاست از میانه و مستی بهانه کرد
هوش مصنوعی: گفتم شاید با نوشیدن شراب، او را به سمت خود بکشانی. اما او از میان جمع بلند شد و مستی را بهانه قرار داد.
منت خدای را که شراب صبوحیام
فارغ ز ورد صبح و دعای شبانه کرد
هوش مصنوعی: شکر خدا را که نوشیدن شراب صبحگاهیام، مرا از عبادت صبح و دعاهای شبانه بینیاز کرد.
بی مهری از تو دید فروغی ولی مدام
فریاد از آسمان و فغان از زمانه کرد
هوش مصنوعی: فروغی از بیمهری و دوری تو احساس ناامیدی کرد، اما در عوض، پیوسته در آسمان ناله و فریاد از سختیهای زمانه سر داد.