برگردان به زبان ساده
لب برلبم نه ساقیا تا جان فشانم مست مست
این باقی جان گوبرو آن جان باقی هست هست
هوش مصنوعی: بگویید، ای ساقی! لبهایم را بر لبهایت بگذارم و مست و شاداب جانم را به تو تقدیم کنم. این زندگی که دارم، باید به آن جان جاودانی و حقیقت بپیوندد.
چشمان مستت را مدام مستان چشم تو غلام
چشمان مستت می بدست مستان چشمش می پرست
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو باعث شگفتی و سرخوشی دیگران میشود و همه، حتی مستان، از نگاه تو لذت میبرند و به آن احترام میگذارند. چشمان تو همچون دلربایی است که همگان را به خود جذب میکند و به اسارت میکشاند.
هم چشم مستت فتنه جوهم مست چشمت فتنه خو
در هند و در ایران فتد بس فتنه ها زآن ترک مست
هوش مصنوعی: چشم زیبا و مدهوش کنندهات مرا به شدت آزرده و شگفت زده میکند. من به خاطر چشمان تو در هر دو سرزمین هند و ایران با انواع فتنهها و گرفتارهای عاشقانه مواجه شدهام که ناشی از آن ترک افسونگر است.
گرچشم بیمارت بلاست بیمار چشمت را دواست
هم از بلا یابد شفا آنکش بلای عشق خست
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو برای من درد و مصیبت به همراه دارد، اما در عوض، همین چشمان تو میتوانند شفای درد من باشند؛ زیرا کسی که به عشق تو مبتلا شده، از همین درد هم بهبود مییابد.
در پیش خورشید رخت باشد رخ خورشید سهل
در پیش شمشاد قدت باشد قد شمشاد پست
هوش مصنوعی: وقتی در برابر نور خورشید قرار میگیری، زیباییات مانند نور خورشید خواهد بود و کار سادهای به نظر میرسد. همچنین وقتی در کنار درخت شمشاد میایستی، قد و قامتیات نیز نسبت به قد آن درخت کوچکتر به نظر میآید.
موئی شدم زاندیشهٔ تنگ آمدم از فکرتی
آیا میانی هست نیست آیا دهانی نیست هست
هوش مصنوعی: از شدت اندیشه و افکار محدود، به نقطهای رسیدم که نمیدانم آیا میانبرخی وجود دارد یا نه، آیا راهی برای بیان عشقم هست یا نیست.
خواهی خلاصی از بلا در عشق گم شو عاشقا
هر کوشد اندرعشق گم شست از بلا و غصه دست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از مشکلات و دردهای عشق رهایی یابی، باید در عشق غرق شوی. هر کسی که به عمق عشق وارد شود، از بلاها و غمها رها خواهد شد.
گرفیض بودی یارعشق گم گشتی اندرعشق یار
در عشق یار ارگم شدی یارآمدی او را بدست
هوش مصنوعی: ای عشق، اگر در عشق محبوب گم شدهای، بدان که او با توست و به دست آوردن او ممکن است.