برگردان به زبان ساده
باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
مست خدا شوم نخست پس بنماز رو کنم
هوش مصنوعی: ای ساقی، باده بیاور تا من وضو بگیرم و مست عشق خدا شوم، سپس به نماز گرایم.
کوزهگران چو عاقبت از سر من سبو کنند
بهر شراب عشق حق خود سر خود سبو کنم
هوش مصنوعی: کوزهگران زمانی که به پایان کار میرسند، اگر از سر من سبو بسازند، من نیز برای نوشیدن عشق حق، خود را تبدیل به سبو میکنم.
بوئی از آنشراب اگر وقت نماز بشنوم
رو چو بقبله آورم عطر بهشت بو کنم
هوش مصنوعی: اگر در هنگام نماز بوی عطر شراب را حس کنم، روی خود را به سمت قبله میآورم تا عطر بهشت را استشمام کنم.
چیست بهشت و عطر آن بوی خدا رسد از آن
مست خدای چون شوم کار خدا نکو کنم
هوش مصنوعی: بهشت چیست و عطر آن چه بویی دارد! بوی خداوند از آن به مشام میرسد. وقتی من به حالت مستی و عشق به خدا برسم، کارهای نیکو انجام میدهم.
گر نرسد بجام دست یا بسبو رسد شکست
باده زخم بدم کشم در دهن و گلو کنم
هوش مصنوعی: اگر به جام نرسد و یا به سبو برسد و بشکند، بادهی زخم را در دهان و گلویم میکشم.
باده بود چو جان مرا گر نرسد روان مرا
غوطه زنم درون خم تن بروان فرو کنم
هوش مصنوعی: اگر شرابی باشد که جان مرا زنده کند، حتی اگر روح من به آن نرسد، من خود را درون ظرف بدنم غوطهور میکنم و اجازه میدهم که به عمق وجودم فرو رود.
سر چو ز می تهی شود نیست به جز کدوی خشک
من بیکی کدوی می چارهٔ این کدو کنم
هوش مصنوعی: وقتی سر از می خالی میشود، چیزی جز یک کدو خشک و بیروح ندارم. باید راهی پیدا کنم تا این کدو را به می تبدیل کنم و از این حالت بیحالی خارج شوم.
گر نکشم شراب او پس بچه خوشدلی زیم
گر نکنم حدیث او پس بچه گفتگو کنم
هوش مصنوعی: اگر از شراب او نخورم، پس چه کسی را خوشحال کنم؟ اگر از داستان او سخن نگویم، پس درباره چه چیزی صحبت کنم؟
کفتر مست او منم بر سر دست او منم
زان بنشاط بیخودی بقر بقو بقو کنم
هوش مصنوعی: من همان کبوتر سرمست او هستم و به خاطر شادی و بیخودیام، صدای جیک جیک میزنم.
در ازلم شراب داد جام الست ناب داد
باز کشم از آن شراب مستی کهنه نو کنم
هوش مصنوعی: در عالم ازلی، جامی از شراب ناب به من دادند. حالا دوباره میخواهم از آن شراب بنوشم و حالتی از مستی کهنه را تازه کنم.
گر ز طبیب عاشقان مرهم لطفی آیدم
زخم هزار ساله را در نفسی رفو کنم
هوش مصنوعی: اگر محبت و درمانی از طرف پزشک عاشقان به من برسد، میتوانم زخم هزار سالهام را در یک لحظه ترمیم کنم.
سر نکشم ز همرهان پا بکشم ز گمرهان
پشت کنم بدشمنان جانب دوست رو کنم
هوش مصنوعی: از جمع دوستان دور نمیشوم و از راهنماهای گمراه دور میافتم؛ روی خود را از دشمنان برمیگردانم و به سمت دوستانم میآورم.
چند بهر جهه دوم سخره این و آن شوم
سوی حبیب خود روم روی بروی او کنم
هوش مصنوعی: چند بار به خاطر دیگران خود را به مسخره بگذارم، بهتر است که به سوی محبوب خود بروم و با او رو در رو شوم.
بس که مرا ز خویش راند بس که بسینه ریش ماند
فیض بیاز قهر او روی بلطف او کنم
هوش مصنوعی: من به حدی از خود طرد شدم که دلم پر از زخم و درد است. حالا تنها با امید به رحمت و لطف او میتوانم روی خوشی ببینم.