برگردان به زبان ساده
پیوسته خستهٔ غم یارم چهسان کنم
در عشق آن نگار فکارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: دائم درگیر ناراحتی به خاطر معشوقم هستم، چطور میتوانم این حال را تحمل کنم و درباره عشق آن زیبایی چه کار کنم؟
موئی شدم ز حسرت موی میان او
موئی از او بدست ندارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق به او، به حالت حسرت و آشفتگی رسیدهام. اما هیچ چیزی از او به دست نیاوردهام، فکر میکنم چگونه باید با این احساساتم کنار بیایم.
بستم دلی در او و گسستم ز غیر او
از بزم وصل او بکنارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: دل من را به او بستةام و از دیگران جدا شدهام، حالا نمیدانم چگونه میتوانم از خوشیهای وصال او فاصله بگیرم.
چون من گدای را ره وصلش نمیدهند
تاب فراق دوست ندارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: وقتی که به من اجازه نمیدهند به محبوبم برسم، نمیدانم چگونه با دوری از او کنار بیایم.
چون گشت رفته رفته دلم در فراق او
این خون اگر ز دیده نبارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: با گذشت زمان، در دوری او دلم به شدت درحال دلتنگی است. اگر این اشکها از چشمانم نریزد، چگونه میتوانم با این وضعیت کنار بیایم؟
از دست رفت و صبر و شکیبائیم نماند
راهی بکوی دوست ندارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: تمام صبوری و شکیباییام از دست رفته و دیگر راهی به سوی دوست ندارم، نمیدانم چگونه باید این وضع را تحمل کنم.
روزم شبست بیرخ چون آفتاب تو
بی او همیشه در شب تارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: زندگیام به شدت تاریک و بدون نور است، مانند شبی که هیچگاه صبح نمیشود. وجودت برای من مانند آفتابی است که در این شبهای تاریک همیشه غایب است، و من نمیدانم چگونه با این وضعیت کنار بیایم.
گیرم که او نقاب برافکند و رخ نمود
چون تاب آنجمال نیارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: حتی اگر او ماسک را کنار بگذارد و چهرهاش را نشان دهد، من چطور میتوانم با زیبایی او مقابله کنم در حالی که تاب و توانش را ندارم؟
گفتی که صبر چارهٔ در دست فیض را
بر صبر نیز صبر ندارم چهسان کنم
هوش مصنوعی: گفتی که صبر، راهحل مشکلات را در اختیار فیض قرار میدهد، اما من حتی در برابر صبر هم طاقت ندارم، پس چگونه میتوانم این وضعیت را تحمل کنم؟