برگردان به زبان ساده
فرمان نمیبرد این دل چهسان کنم
کارم ز دست دل شده مشکل چسان کنم
هوش مصنوعی: دل من از فرمانبرداری سرپیچی میکند و نمیدانم چگونه با این وضعیت کنار بیایم؛ کارهایم از دستم خارج شده و حل کردن مشکل پیش آمده برایم دشوار است.
دست قضا بسلسلها بسته خواهشش
با این دل اسیر سلاسل چهسان کنم
هوش مصنوعی: سرنوشت من را به زنجیر کشیده و دل من به خاطر آن خواستهای رنج میبرد. حالا چگونه میتوانم این وضعیت را تغییر دهم؟
روز ازل جنون و خرد بخش کردهاند
مجنون بسعی بیهده عاقل چهسان کنم
هوش مصنوعی: در آغاز روزگار، جنون و عقل به افراد داده شده است. حال آنکه مجنون به خوبی از این نعمت استفاده کرده و عاقل به تلاشهای بیهوده میپردازد. من چه باید بکنم؟
نقص و کمال جمله خلایق نوشتهاند
آنرا که ناقص آمده کامل چهسان کنم
هوش مصنوعی: تمام ویژگیها و کمبودهای انسانها سرنوشت از پیشنوشتهای دارد. اگر من با کاستی به دنیا آمدهام، چگونه میتوانم خود را کامل گردانم؟
با نفس خویش چون نتوانم بر آمدن
با خیل دیو راکب و راجل چهسان کنم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم با نفس خود بر بیایم، چگونه میتوانم با جمعیت دیو مانند سوار و پیاده مقابله کنم؟
دل ده مرا نخست و دلیری نظاره کن
با دشمن درون من بیدل چهسان کنم
هوش مصنوعی: ابتدا دل خود را به من بسپار و سپس شجاعت و دلیری را در من تماشا کن. با دشمنی که در درون من است، چگونه باید برخورد کنم؟
کارم گره گره شده چون زلف دلبران
یارب علاج عقدهٔ مشگل چهسان کنم
هوش مصنوعی: کارم به شدت پیچیده و دشوار شده مثل زلفهای پیچیده و زیبای معشوق. ای کاش میدانستم چگونه میتوانم این مشکلات و گرههای زندگیام را برطرف کنم.
افتادهام بدست هجوم رسوم خلق
ضبط رسوم مردم جاهل چهسان کنم
هوش مصنوعی: من درگیر فشار و حملهی آداب و رسوم مردم شدهام و نمیدانم چطور باید با این عادات نادرست و بیخبری مردم مقابله کنم.
آزادگان چست بمنزل رسیدهاند
با ننگ واپسی من کاهل چهسان کنم
هوش مصنوعی: آزادگان به مقصد خود رسیدهاند و من که برگشتهام، نمیدانم چطور میتوانم این شرم را تحمل کنم.
فیض و دلش بهم چو نسازند در سلوک
در راه دوست قطع مراحل چسان کنم
هوش مصنوعی: اگر فیض و عشق دل مرا برای سلوک در راه دوست مساعد نکند، چگونه میتوانم مراحل این مسیر را طی کنم؟