برگردان به زبان ساده
بیمار زارم دریاب دریاب
جز تو ندارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: من در حالی که حال خوبی ندارم به تو پناه میآورم و تنها تو هستی که میتوانی به من کمک کنی. خواهش میکنم مرا فراموش نکن و به یاریام بیا.
در راه عشقت از پا فتادم
رحمی که زارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، از پا افتادم. لطفاً به حال بیتابی و زاری من رحم کن و به من کمک کن.
دو از رخ تو در خاک و در خون
جان می سپارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: من با عشق و فدای تو، خود را در غم و اندوه میبازم. به دادم برس، به دادم برس.
جان شد خیالی تن شد هلالی
زار و نزارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: جان من تبدیل به خیال شده و تنم به صورت هلال درآمده است. در این حال زار و نزارم، پس لطفاً مرا دریاب و کمک کن.
با سخت جانی ابرو کمانی
افتاده کارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: دچار وضعیتی سخت و دشوار شدم و به کمک و نجات تو نیاز دارم.
شد زاشک خونین رویم منقّش
زیبا نگارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: به خاطر اشکهای خونینم چهرهام تغییر کرده و زیباست. ای نگار دلانگیز، به فریادم برس.
دل شد زشوق آب بشتاب بشتاب
طاقت ندارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: دل از شوق بهسرعت به حرکت درآمده است، بشتاب و بشتاب، زیرا من دیگر طاقت ندارم و به کمک نیاز دارم.
شد در فراقت نامهربانا
از دست کارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: در جدایی تو، ای بیرحم، کار من به شدت سخت شده است. ای کاش کمکم کنی و نجاتم دهی.
مشکل که فیضت زین غم برد جان
بیمار و زارم دریاب دریاب
هوش مصنوعی: وقتی که غم تو روح و جانم را به زحمت میاندازد، دریاب و کمکم کن که در حال بیماری و ناامیدی به سر میبرم.