برگردان به زبان ساده
اگر آهی کشم دریا بسوزم
و گر شوری کنم دریا بسوزم
هوش مصنوعی: اگر اندوهی به دل بیدار کنم، دریا را میسوزانم و اگر شور و شوقی به وجود آورم، باز هم دریا را میسوزانم.
شود دل شعله چون بر یاد روئی
شوم تن شمع و سر تا پا بسوزم
هوش مصنوعی: وقتی که به یاد تو میافتم قلبم چون شعلهای میسوزد و من همچون شمعی میشوم که از سر تا پا در آتش میسوزم.
کنم هرچند پنهان آتش جان
میان انجمن پیدا بسوزم
هوش مصنوعی: هرچند که بخواهم ناراحتی و درد درونیام را پنهان کنم، اما در میان جمعیت احساساتم آشکار میشود و همچنان میسوزم.
خوشم با سوختن در آتش عشق
بهل تامن در این سودا بسوزم
هوش مصنوعی: من از سوختن در آتش عشق خوشحالم، تا زمانی که در این حال و هوا بسوزم.
در آنجا هر که باشد هر چه باشد
بسوزد ز آتشم هرجا بسوزم
هوش مصنوعی: هر کس در هر جایی که باشد، در برابر آتش من میسوزد، هر جا که من بروم و آتش بزنم.
کنم گر اقتباسی ز آتش قدس
وجود خویش سر تا بسوزم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از روشنایی و خدایی که در وجود خود دارم الهام بگیرم، تمام وجودم را فدای آن میکنم.
نیارم تاب یا آرم ندانم
تجلی کنم بسازم تا بسوزم
هوش مصنوعی: نمیتوانم تحمل کنم یا به آرامش برسم، نمیدانم چگونه باید خود را بروز دهم یا بسازم تا از بین بروم.
نه من ماند نه ما ماند چو آئی
بیا تا بی من و بی ما بسوزم
هوش مصنوعی: نه من و نه تو هیچکدام نمیمانیم؛ وقتی که بیایی، بیا تا بدون من و بدون تو بسوزم.
ترا خواهم مرا گر تو نخواهی
تجلی بیشتر کن تا بسوزم
هوش مصنوعی: من تو را میخواهم، حتی اگر تو مرا نخواهی. پس زیبایی و نور خود را بیشتر نمایان کن تا به خاطر عشق تو بسوزم.
بسوزد ظاهر و باطن ز سوزم
اگر پیدا و گر پنهان بسوزم
هوش مصنوعی: اگر سوختن من در ظاهر و باطن باعث آگاه شدن یا نادان ماندن دیگران شود، برایم فرقی نمیکند. هر جا که باشم و هر حالتی که داشته باشم، در آتش سوزش میسوزم.
ز سوز جان اگر حرفی نویسم
ورق را سربسر یکجا بسوزم
هوش مصنوعی: اگر از درد دل سخنی بنویسم، بهتر است که تمام نوشتههایم را یه جا بسوزانم.
چو فیض ار دم زنم از آتش دل
زبان و کام با لبها بسوزم
هوش مصنوعی: اگر بگذارم که احساساتم بیپروا از آتش دل سخن بگویند و شعف و درد را با زبانم بیان کنم، حتماً به واسطه آن، زبانم و کامم را هم به آتش میکشانم.