برگردان به زبان ساده
کبیرهایست که خود را گمان کنم هستم
گناه دیگر آن کز می خودی مستم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آدمی ممکن است خود را در گناه بزرگ و مهمی گرفتار ببیند، اما در واقع درگیر گناهان دیگر به دلیل غفلت از حال خود و مستی از خود باشد. یعنی ممکن است شخص در حین بررسی و قضاوت در مورد خود، اشتباهات و گناهان بزرگتری را نادیده بگیرد و در عوض به ضعفهای خودش مشغول شود.
گناه خویش خودم دوزخ خودم هم خود
اگر ز خویش برستم ز هول پل رستم
هوش مصنوعی: من خودم مسئول خطاهایم هستم و عذابم را نیز خودم تجربه میکنم. اگر از خودم فرار کنم و به پل وحشتناک رستم برسم، چه فایدهای خواهد داشت؟
بروی من ز سوی حق گشود چندین در
ز سوی خویش دری چون بر وی خود بستم
هوش مصنوعی: من از طرف حق با درهای زیادی مواجه شدم، اما وقتی به سمت خودم برگشتم، در را برای او بستم.
ز خود اگر فکنم خویش را رسم بخدا
بوصل او نرسم تا بخویش یا بستم
هوش مصنوعی: اگر از خودم جدا شوم، نمیتوانم به خداوند نزدیک شوم و به وصال او برسم تا اینکه ابتدا به خودم برسم.
بود بد دو جهان جمله در من و از من
ز هر بدی برهم گر ز خویشتن رستم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که هر دو دنیا (دنیاهای مادی و معنوی) در وجود او جمع شدهاند و او از هر بدی و زشتی دوری میکند. همچنین، اگر از خود واقعیاش و از درون خود به درستی عمل کند، میتواند بر هر نوع بدی غلبه کند.
مگیر تو بر من مسکین اگر بدی کردم
که تو کریمی و من از خرد تهی دستم
هوش مصنوعی: اگر بدی از من دیدی، مرا دست کم نگیر. تو انسان بزرگواری هستی و من به خاطر ناتوانیام، کممایه هستم.
اگرچه مستم با هوشیار همراهم
که گر ز پای درآیم بگیرد او دستم
هوش مصنوعی: هرچند که من در حال مستی هستم و ممکن است نتوانم خودم را کنترل کنم، اما یک شخص آگاه و هوشیار در کنار من است که اگر من بیفتم، دستم را خواهد گرفت و کمکم میکند.
شکار معرفت خویش را فکندم دام
برون نیامد ازین بحر جز تهی دستم
هوش مصنوعی: من به دنبال دانایی خود بودم و دام را در دنیای بیرون گستراندم، اما از این دریا جز خالیدستی نصیبم نشد.
بپای مردی عشق ار شکست خویش دهم
چو فیض در صف مردان حق ز بر دستم
هوش مصنوعی: اگر عشق مرا به زمین بیندازد، ارزشش را دارد، چرا که میتوانم با مردان راستین در صف آنها ایستاده باشم و از فیض آنها بهرهمند شوم.