برگردان به زبان ساده
تا بعشق تو جان و دل بستم
رستم از خویش و با تو پیوستم
هوش مصنوعی: تا به عشق تو جان و دل خود را سپردم، از خودم فاصله گرفتم و به تو ملحق شدم.
تا بروی تو چشم بگشادم
کافرم گر بغیر دل بستم
هوش مصنوعی: وقتی تو میروی، چشمانم را باز میکنم، حتی اگر به غیر از تو دل ببندم، هنوز حسرت تو را دارم.
تا بدیدم گشایش لطفت
بر دل انوار قهر را بستم
هوش مصنوعی: وقتی لطف و محبت تو را دیدم، نورهای خشم و قهر را از دل خود دور کردم.
مزهٔ قهر یافتم در لطف
لطف در قهر هم مزیدستم
هوش مصنوعی: من تلخی قهر را در لطف و مهربانی تجربه کردم و در عین حال، از قهر هم به نفع خودم بهره بردم.
هوشیارم کنی گه مستی
هم ز تو هوشیار و هم مستم
هوش مصنوعی: من هوشیارم که تو مرا بیدار میکنی، اما در عین حال در دوران مستی هم، هم هوشیار هستم و هم مست.
تو همانی که بودی از اول
من دم تو بکهنه پیوستم
هوش مصنوعی: تو همان هستی که از ابتدا بودی و من به خاطر تو به گذشتهام وابستهام.
هستی تو بذات تو قایم
من دمی نیستم دمی هستم
هوش مصنوعی: وجود تو وابسته به ذات خودت است و من در حقیقت هیچ وجودی ندارم و فقط لحظهای هستم.
تو بلندی ز خویشتن داری
من بتو عالی و بخود پستم
هوش مصنوعی: تو از خودت بزرگتری و من به تو ارادت دارم، اما در درون خودم احساس کوچکی میکنم.
فیض در کفر دید ایمان را
تا که زلفت فتاد در شستم
هوش مصنوعی: نعمت و برکت را در کفر و بیدینی دیدم، اما وقتی موهایت در دستم افتاد، ایمان را به دست آوردم.