برگردان به زبان ساده
نگاه ارکنی جان ستانی تغافل کنی دل
ز وصلت جگر خستگانرا مه من چه حاصل
هوش مصنوعی: اگر به من نگاهی بیندازی و مرا جان و دل ببری، بدون توجه به حال من، چه فایدهای دارد که من عاشق تو هستم؟ این دل خسته و مجروحی که به عشق تو در عذاب است، چه بهرهای از این عشق خواهد برد؟
چه لطفت نوازد کسی را چو قهرت گدازد
چو زهر تو نوش است و نوش تو زهر قاتل
هوش مصنوعی: همانطور که محبت و لطف تو میتواند دل کسی را نوازش کند، خشم تو نیز میتواند او را بسوزاند. مانند این است که نوشیدنی شیرین تو میتواند در عین حال زهر کشندهای نیز باشد.
چو آئی ز شادی دهم جان روی چون ز اندوه
ز دست فراق و وصال توام کار مشکل
هوش مصنوعی: وقتی که از خوشحالی به سراغم میآیی، جانم به تو میرسد؛ اما زمانی که از غم دوری و نزدیکی تو رنج میبرم، کارم بسیار دشوار میشود.
نشینی بر من دمی هوشم از سر ربائی
چو برخیزی از پیش من فرقتت خون کند دل
هوش مصنوعی: اگر لحظهای بر من شوی و فریبندهات را حس کنم، وقتی که از کنارم برمیخیزی، جداییات دل را خونین میکند.
برافرازی ار قد و قامت قیامت شود راست
بر افروزی ار رخ شود نور خورشید عاطل
هوش مصنوعی: اگر قامت تو بلند و راست باشد، مانند قیامت به نظر میرسد، و اگر چهرهات درخشان باشد، مانند نور خورشید درخشان و پرنور خواهد بود.
اگر جان ستانی و گر دلربائی بهر حال
بود دل زهر جا ز هر کس بسوی تو مایل
هوش مصنوعی: اگر جانم را بگیری یا دلم را بدزدی، در هر صورت، دلم از هر طرف به سمت تو کشیده میشود و به تو علاقهمند است.
چه سازد ز دست بتان ستمگر دل فیض
بجز آنکه خواند الا ما خلا الله باطل
هوش مصنوعی: دل فیض، جز اینکه به یاد خدا بیفتد، از دست ستمگران بتها چه کاری میتواند بکند؟ هر آنچه غیر از خدا باشد، بیهوده است.