برگردان به زبان ساده
چه بنشینم چه برخیزم قعودی لک قیامی لک
ترا ام نیستم خود را شخوصی لک مقامی لک
هوش مصنوعی: هرچقدر که بنشینم یا برخیزم، در حالتی هستم که ارتباطی با تو ندارم. خود را به عنوان کسی مستقل از تو نمیشناسم.
اگر گویم سخن با کس اگر خاموش بنشینم
بتو وزتست بهر تو سکوتی لک کلامی لک
هوش مصنوعی: اگر بخواهم با کسی صحبت کنم یا اگر به سکوت بنشینم، من برای تو این کار را میکنم. برای تو سکوت میکنم، اما کلامی هم دارم.
شفا خواهم که تا باشم توانا بر عبودیت
بلا خواهم که جان بازم شفائی لک سقامی لک
هوش مصنوعی: من درخواست شفای خود را دارم تا بتوانم در عبادت و بندگی تو توانا باشم. همچنین از تو میخواهم که جانم را نجات دهی، زیرا من همواره به تو نیاز دارم.
ثیاب ز بهر آن پوشم شوم شایستهٔ طاعت
غذا از بهر آن نوشم لباسی لک قوامی لک
هوش مصنوعی: من به خاطر اطاعت، لباس میپوشم و برای نوشیدن از غذاهایی استفاده میکنم که شایستهی مقام و قوام من باشند.
کنم از بهر آن طاعت که قربان رهت گردم
صلوتی لک زکوتی لک جهادی لک صیامی لک
هوش مصنوعی: من برای آن اطاعتی که دارم و به خاطر تو قربانی میشوم، عبادت میکنم؛ طعام و زکات و جهاد و روزهام همه برای توست.
اگر بیدار و هشیارم نظر بر روی تو دارم
و گر در خواب و در مستی فکری لک منامی لک
هوش مصنوعی: اگر بیدار و هوشیار باشم، همیشه به تو فکر میکنم و اگر هم خواب باشم یا در حالت غفلت باشم، باز هم یاد تو در ذهنم قرار دارد.
سرا پایم چو ملک تواست میخواهم ترا باشم
مرا از شرک خودبینی بجرا جعل تمامی لک
هوش مصنوعی: وجودم تماماً برای توست و میخواهم که شبیه تو باشم. مرا از خودبینی و احساس شرک دور کن و همه عیوبم را برطرف ساز.
دوائی من ک دائی منک رجائی منک شغلی بک
سماعی منک و جدی فیک سکری فی کلامی لک
هوش مصنوعی: داروی من تویی، و امید من نیز به توست. کار من در شنیدن حرفهای توست و جدیتم در این است که از تو سپاسگزار باشم.
کشیدم جرعهٔ از بادهٔ عشقت ز خود رفتم
تیقنت دوامی بک و انی فی دوامی لک
هوش مصنوعی: از عشق تو جرعهای نوشیدم و از خودم بیخبر شدم. بدون تو ماندن برایم ممکن نیست و دائماً به یاد تو هستم.
بدنیا تا زیم عشق جمال تو بجان ورزم
کنم چون روی در جنت بود آنجا مقامی لک
هوش مصنوعی: اگر برای به دست آوردن عشق و زیبایی تو به دنیا بیفتم و جانم را فدای تو کنم، این کار را میکنم؛ چون وقتی تو را میبینم، احساس میکنم که در بهشت هستم و آنجا برای من جایی ویژه است.
وجود فیض شد در ذات تو مستهلک و فانی
فلست منه فی شیء تمامی لک تمامی لک
هوش مصنوعی: وجود نعمت و برکت در ذات تو به گونهای است که در آن مستحیل و فنا شدهاست. پس تو تمامیت را در هیچ چیز دیگری نمییابی، بلکه تمامیت فقط در خود توست.
ز خود فانی بتو باقی بتو وز تو کنم مستی
شدی چون بنده را ساقی تکرر فی کلامی لک
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که فردی به خود واگذار شده و تمام وجودش را فدای محبوبش کرده است. او از این درخشش و وجود محبوب سرمست شده و حالتی همچون بندهای دارد که به ساقی خود (محبوب) نگريسته و مستی را تجربه میکند. در این اندیشه، صحبت از تکرار و اشتیاق به معشوق به میان آمده است.