برگردان به زبان ساده
بوی گلزار هوست قصه عشق
میبرد سوی دوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: عطر گلزار تو داستان عشق را به سوی محبوب میبرد.
میکشد رفته رفته جان از تن
مغز گیرد ز پوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: به آرامی جان را از بدن بیرون میکشد و از پوست حقیقت عشق را میفهمد.
ای که صد چاک در دلست ترا
چاک دلرا رفوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: ای کسی که دلش صد زخم دارد، تو که زخم دل را درمان میکنی، داستان عشق را روایت کن.
هست در ذکر حق نهان مستی
می حق را کدوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: در ذکر خداوند، حالتی پنهان و عمیق از عشق و شوق به وجود میآید که نشانگر عشق واقعی است. این حالت به گونهای است که میتوان در عمق آن، زیباییهای عشق را مشاهده کرد.
هر که دارد ز حق بدل شوقی
بردش سوی دوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: هر کسی که به عشق الهی و دوستی حق نگاهی عمیق و شوقانگیز دارد، به سوی معشوق واقعی خود کشیده میشود و در این مسیر داستان عشق را تجربه میکند.
دم بدم رو بسوی حق دارد
هر کرا گفت گوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: هر کس که با حقیقت گفت و گو دارد، به سوی حق و حقیقت قدم برمیدارد و در هر لحظه به یاد عشق و داستانهای آن است.
هر سر موی من کند شکری
که مرا موبموست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: هر تار موی من نشانی از عشق و زیبایی دارد که داستان عشق من را روایت میکند.
روبروی خدا بود عاشق
که جهان پشت و روست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: عاشق در حضوری نزدیک به خدا قرار دارد، در حالی که دنیای اطراف او به نوعی ناپایدار و دگرگون شده است. داستان عشق، در این موقعیت، به وضوح نمایان است.
یکنفس ذکر حق ز دست مده
دوست دارد چو دوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: به هر حال، ذکر و یاد خداوند را از دست نده، زیرا اگر دوست به یاد تو باشد، داستان عشق را میسازد.
گلستان حق و بوی گل ذکرش
حق محیط است وجوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: باغی از حقایق و فضایل وجود دارد که عطر گلهای آن یاد خدا را در فضا پراکنده کرده است و در این میان داستان عشق نیز جریان دارد.
خام افسرده بهرهٔ نبرد
پختگانرا نکوست قصهٔ عشق
هوش مصنوعی: خواب غمانگیز کسانی که تجربهای در عشق ندارند، خوب نیست و داستان عشق را باید با دلخوشی شنید.
ذکر حق فیض بوی حق دارد
گل گلزار اوست قصهٔعشق
هوش مصنوعی: ذکر خداوند خوشبو و دلانگیز است، همانطور که گلهای باغ عشق او را روایت میکنند.