برگردان به زبان ساده
فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
ز اختیاز نرستیم ز آب و گل صد حیف
هوش مصنوعی: ما جان و دلمان را فدای دوست نکردیم، چه حسرت بزرگی که نتوانستیم از این مادیات و وجود فانی خودمان عبور کنیم.
ز عشق حق نزدیم آتشی بجان نفسی
همیشه ز آتش دیویم مشتعل صد حیف
هوش مصنوعی: از عشق حق، آتشی در وجود خود افروختهایم که همیشه در جان ما شعلهور است و این آتش دیوانگی ما را برافروخته است. چه حسرتی!
بکام دوست نبودیم یکنفس صد آه
رسید دشمن آخر بکام دل صد حیف
هوش مصنوعی: ما هیچگاه نتوانستیم به خواستههای دوستی خود برسیم و در این راستا، بارها آه و ناله کردیم، اما در نهایت، دشمن به خواستههای دل رسید و ما فقط حسرت خوردیم.
جهاز عقبی باقی نمیکنیم دمی
بکار دنیی فانیم مشتغل صد حیف
هوش مصنوعی: ما چیزی از وسایل آخرت باقی نمیگذاریم و تمام وقتمان را به کارهای دنیوی که زودگذر است، مشغولیم. صد دریغ از این وضعیت.
گذشت عمر نکردیم از سر اخلاص
عبادتی که زند سر ز نور دل صد حیف
هوش مصنوعی: عمر ما گذشت و به خاطر صداقت و اخلاص، عبادتی نکردیم که باعث روشنایی قلبمان شود. افسوس که این فرصت را از دست دادیم.
نیافت آینه دل صفا ز صیقل ما
بماند در دل ما زنگ ز آب و گل صد حیف
هوش مصنوعی: دل آدمی نتوانسته است که به روشنی و صفا برسد زیرا ما نتوانستیم آن را به خوبی جلا دهیم و زشتیها و کدورتها از طبیعت مادّیمان باقی مانده است. چه افسوس!
دل از پی هوس و دست رفت از پی دل
بکار دوست نداریم دست و دل صد حیف
هوش مصنوعی: دل به دنبال تمایلات و آرزوهاست، اما ارتباط با دوست را نمیپسندد. افسوس که هر دو یعنی دل و دست از دست رفتهاند.
بروز داوری از کردهای خود باشیم
بنزد دوست چه شرمنده و خجل صد حیف
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم حقایق را در میان دوستان بیان کنیم، ما باید از خودمان ابتدا قضاوت کنیم و این موضوع باعث میشود که احساس شرمندگی و خجالت بکنیم. افسوس که چنین است.
براه دوست نرفتی و عمر رفت ای فیض
نکرد روح عزیران ترا بحل صد حیف
هوش مصنوعی: ای فیض، تو با عشق و دوستی حرکت نکردی و عمر تو به سرعت گذشت. روح عزیزان بر تو نمیبارد و این واقعا تأسفآور است.