برگردان به زبان ساده
بر سر خستهات بیا دم نزع
تا ترا سر نهم بپا دم نزع
هوش مصنوعی: بر بالین بیرمق تو میآیم تا در لحظهی جان دادن تو، سرت را به دامان بگذارم و تسلیات دهم.
تا که جانرا بپایت افشانم
قدمی رنجه کن بیا دم نزع
هوش مصنوعی: تا زمانی که جانم را فدای تو کنم، لطفاً قدمی به زحمت بینداز و بیا در لحظهی جان کندن.
زندگی را ز سر دگر گیرم
پرسشی گر کنی مرا دم نزع
هوش مصنوعی: اگر دوباره بخواهم به زندگی نگاه کنم و از تو سوالی بپرسم، در لحظهی آخر زندگیام این کار را میکنم.
آرزوی دل آن بود ای جان
که به بینم رخ ترا دم نزع
هوش مصنوعی: دل من آرزو دارد که در آخرین لحظات زندگیام بتوانم چهرهی تو را ببینم.
نفس باز پس به پیشت اگر
بسپارم خوشا خوشا دم نزع
هوش مصنوعی: اگر نفس خود را که به تو واگذار کنم، خوشا به حال من در آخرین لحظه زندگی.
پیشتر آئی ار دمی خوشتر
که ندارد اثر دوا دم نزع
هوش مصنوعی: ای کاش پیش از آنکه لحظهی مرگ فرا رسد، دمی شادتر و خوشتر داشته باشی، زیرا در آن لحظه دیگر هیچ درمانی اثر نخواهد داشت.
تا نفس هست ذکر دوست کنم
فیض در خدمتست تا دم نزع
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی دارم، یاد دوست را در دل خواهم داشت، چرا که نعمت در خدمت اوست تا لحظهی آخر زندگی.