برگردان به زبان ساده
بتی از دور اگر بینی مرو پیش
که من دیدم سزای خویش از خویش
هوش مصنوعی: اگر از دور به زیبایی کسی نگاه کنی، بیجهت جلو نرو؛ زیرا من با چشمان خودم عاقبت کار خودم را دیدهام.
بکوی دلبری افتد گذارت
بهر دو دست گیر ای دل سر خویش
هوش مصنوعی: به جایی میروی که معشوق دلانگیزی حضور دارد، پس با دستانی پر از عشق و احساس، خود را در مقابل او آماده کن.
در آن کو صد بلا میآید از پس
در آن کو صد خطر میخیزد از پیش
هوش مصنوعی: در آنجا که مشکلات زیادی از پشت سر میآیند و خطرات زیادی از جلو ظهور میکنند.
شود تن زار و جان مأوای انوار
جگر از غصه خون دل از جفا ریش
هوش مصنوعی: بدن به سختی و آزار خواهد افتاد و روح در نورها آرام میگیرد، در حالی که دل از دردها و غصهها به درد آمده و خون دل از بیوفایی بر دل رفته جاری شده است.
گهی از غمزهٔ بر دل خورد نیر
گه از مژگانی آید بر جگر نیش
هوش مصنوعی: گاهی نگاه معشوق به دل آسیب میزند و گاهی جفای محبت او به جان انسان درد و رنج میآورد.
گه از زلفی بجان آید کمندی
گه از گیسوئی افتد دل بتشویش
هوش مصنوعی: گاهی زلفی جان را به سختی به کمند میکشد و گاهی گیسوانی دلی را به شوق و نگرانی میاندازد.
چها از عشق اینان من کشیدم
هنوزم تا چه آید بعد ازین پیش
هوش مصنوعی: من از عشق این افراد سختیهای زیادی را تجربه کردم و هنوز نمیدانم در آینده چه مشکلات دیگری به سراغم خواهد آمد.
طبیبانرا ز غم دل خون شود خون
اگر دستی نهندم بر دل ریش
هوش مصنوعی: اگر طبیبان از درد دل من آگاه شوند، دلی پر از غم و اندوه دارند و اگر دستی بر دل شکستهام بگذارم، دردشان بیشتر میشود.
برسوائی کشد آخر مرا کار
ندارم طاقت کتمان ازین پیش
هوش مصنوعی: به جایی خواهم رفت که در آخر کار، بیخیال از آنچه پیشتر برایم سخت بوده است، حقیقت را پنهان نمیکنم.
مگر عشق خدائی گیردم دست
که سازم عاشقی را مذهب و کیش
هوش مصنوعی: تنها در صورتی که عشق به خدا را در زندگیام بپذیرم، میتوانم عاشقی را به عنوان یک آئین و مذهب در وجودم جای دهم.
رساند تا مرا آخر بجائی
که نبود حد انسانی ازین بیش
هوش مصنوعی: تا جائی رسیدم که دیگر هیچگونه محدودیتی برای انسان بودن وجود نداشت.
خدایا فیض را عشق رسائی
کرم کن از محبت خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: خدایا، لطف و رحمتت را به ما برسان و از محبت خودت، ما را به درون خانهات راهنما باش.