برگردان به زبان ساده
آمد خیالش دوشم در آغوش
بگرفت تنگم رفتم من از هوش
هوش مصنوعی: خیال او به سراغم آمد و در آغوشم گرفت. این باعث شد که من از حالت خودم خارج شوم.
هشیار گشتم دیدم جمالی
کز دیدنش عقل گشت مدهوش
هوش مصنوعی: بیدار شدم و دیدم چهرهای زیبا که از تماشایش عقل و فکر آدمی را مسحور میکند.
گفتم میم ده تا مست گردم
گفتا که پیش آیی از لبم نوش
هوش مصنوعی: به او گفتم که میخواهم خوشخلق و سرمست شوم، او پاسخ داد که اگر میخواهی این حالت را تجربه کنی، باید نزد من بیایی و از لبانم نوشیدن را بچشی.
چون پیش رفتم تا گیرمش لب
لب ناگرفته رفت از سرم هوش
هوش مصنوعی: وقتی که به او نزدیک شدم و خواستم او را بگیرم، ناگهان هوش و حواسم را از دست دادم.
زان پس دگر من خود را ندیدم
تا آنکه گشتم از خود فراموش
هوش مصنوعی: پس از آن دیگر خودم را ندیدم تا زمانی که از خودم فراموش شدم.
گوئی که من خود هرگز نبودم
او بوده تنها من بوده روپوش
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من هیچگاه وجود نداشتهام و او تنها کسی است که بوده است؛ من فقط مثل یک پوشش برای او بودهام.
بودم نقابی یا خود سرابی
او بوده هم دوش خود را در آغوش
هوش مصنوعی: من به شکل نقابی یا توهمی بودم، او نیز در آغوش خودش به سر میبرد.
نی مست بودم نی هست بودم
بودم خیالی در خواب خرگوش
هوش مصنوعی: من در حالت مستی نبودم و در حالت وجود هم نبودم، تنها خیال و رویایی در خواب خرگوشی داشتم.
این قصه را فیض جائی نگوئی
میدار در دل میباش خاموش
هوش مصنوعی: این داستان را جایی نگو و در دل خود نگهدار، بهتر است که سکوت کنی.