برگردان به زبان ساده
ای دل اندر راه او ده اسبه ران را جل مباش
چست ران چالاک رو لابث مشو کاهل مباش
هوش مصنوعی: ای دل، در مسیر او قدم بردار و مانند افرادی که در کارهای خود سستی میکنند، دچار رکود نشو. با شتاب و فعالیت پیش برو و در انجام دهی سختیها و چالشها را جدی بگیر.
تا جمال او نه بینی یک نفس ساکن مشو
تا نیایی وصل ره رو رهن هر منزل مباش
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی او را نبینی، یک لحظه هم آرام نکن. تا زمانی که به وصال او نرسی، در هیچ مرحلهای از سفر متوقف نشو و در هیچ جا نایست.
خویشتن را بیمحابا در خطرها در فکن
در میان بحر رو وابسته ساحل مباش
هوش مصنوعی: خود را بدون ترس در چالشها قرار بده و در میانهی مشکلات غوطهور شو؛ ولی به جایی وابسته و آسودهخاطر نباش.
راه دور و وقت دیر و مرکبت زشت و ضعیف
بال عشقی چو بپر در بند آب و گل مباش
هوش مصنوعی: راه طولانی و زمان کم است و وسیلهای که داری زشت و ضعیف است. مانند پرندهای که در بند آب و خاک است، نباید در عشق گرفتار شوی.
دمبدم در هر قدم هوش دگر در سر در آر
آگهی در آگهی جو مست لایعقل مباش
هوش مصنوعی: در هر لحظه و در هر گام، باید هوشیاری تازهای به خود بگیری و از آگاهیهای جدید بپرهیزی. در عین حال، نباید به حالت مستی و نادانی دچار شوی.
آگهی گر نیستت با عشق میکن احتیاط
رو دلیلی جو چو عقلت نیست بی عاقل مباش
هوش مصنوعی: اگر آگاهی از عشق نداری، با احتیاط رفتار کن. چون اگر دلیلی برای عشق نداری و عقل تو هم یاری نمیکند، نباید بیاحتیاط عمل کنی.
جمله عالم را همه حق دان و در حق ثبت شو
حق شنو حقگوی و حقبین حق شنو باطل مباش
هوش مصنوعی: همه را به حق بشناس و در این راستا ثبت کن. حق را بشنوا، حق را بگو و حق را ببین. در اشتباه نرو و به باطل نپرداز.
چون حدیث او کنی سر تا بپا گفتار شو
چون شراب او کشیدی مست شو غافل مباش
هوش مصنوعی: وقتی از او صحبت میکنی، تمام وجودت را درگیر کن و مانند شرابی که نوشیدهای، مست و شیدا شو و بیخبر از دنیا نمان.
تا توانی همچو فیض از مغز کو بگذر ز پوست
همچو شعر شاعر بیمغز ولا طایل مباش
هوش مصنوعی: هر آنچه میتوانی، مانند فیض، از عمق و مغز مسائل عبور کن و از سطح و ظواهر فراتر برو، مانند شعر شاعری که تنها با ظواهر سر و کار دارد و بیمغز و بیمعناست، مباش.