برگردان به زبان ساده
بیاد عشق ما میسوز و میساز
بدرد بیوفا میسوز و میساز
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، سختیها و دردها را تحمل کن و با یاد او زندگی کن، حتی اگر بیوفا باشد.
سفر دیگر مکن زینجا بجائی
در اقلیم بلا میسوز و میساز
هوش مصنوعی: دیگر از اینجا به جایی سفر نکن، در این سرزمین پر درد و رنج، بسوز و بساز.
چو پروانه بدل نوریت گرهست
بگرد شمع ما میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: مانند پروانهای که دور نور تو میچرخد، به دور شمع ما بچرخ و بسوز و بساز.
چو بلبل گر هوای باغ داری
درین گل زار ما میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: اگر همچون بلبل، دلت برای باغ و گلزار میتپد، پس در این گلزار ما بسوز و بساز.
دلت از جور ما گر تیره گردد
به امید صفا میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: اگر دلت از درد و ظلم ما غمگین و تاریک شود، با امید به روزهای آرامش و صفا بسوز و تحمل کن.
بحلوای وصالت گر امید است
درین دیک جفا میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: اگر در پی لذت وصال هستی، هر درد و رنجی را تحمل کن و ادامه بده.
گهی در آتش ما شعله میزن
بخوی تند ما میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: گاهی ما در آتش احساسات خود شعلهور میشویم، و در این میان تو هم با ماهیت تند و تیرهات میسوزی و به سازگاری میپردازی.
گهی در فرقت ما صبر میکن
به امید لقا میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: گاهی در جدایی ما صبر میکند و به امید دیدار، میسوزد و تحمل میکند.
که از وصل خودش ما کام میجوی
درین نور و ضیا میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: از پیوند با او، ما لذت میجوییم و در این نور و روشنی، سرشار از شوق و احساس هستیم.
سر زلفم اگر در شستت آید
در آن دام بلا میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: اگر موهای من به دستانت بیفتد، در آن صورت در دام مشکلاتی میافتی که هم دردآور است و هم در عین حال میتواند تو را به سمت زیبایی و عشق هدایت کند.
وفا از ما مجو ما را وفا نیست
درین جور و جفا میسوز و می ساز
هوش مصنوعی: در این اوضاع و احوال، انتظار وفا از ما نداشته باش، زیرا ما خود به وفا پایبند نیستیم. در بین این سختیها و بیرحمیها، بسوز و تحمل کن.
کسان عشق بتان ورزندای فیض
تو در عشق خدا میسوز و میساز
هوش مصنوعی: افرادی که به عشق معشوقان مشغولند، در حقیقت به لطف و رحمت تو در عشق الهی دچار سوخت و ساز هستند.