برگردان به زبان ساده
برون آی و خورشید رخ بر افروز
شب فرقت ماست مشتاق روز
هوش مصنوعی: بیا بیرون و چهرهات را مانند خورشید به نمایش بگذار؛ چون شب جدایی ماست و من مشتاق روزی هستم که دوباره همدیگر را ببینیم.
ز هجر تو تا چند سوزد دلم
جمالی بر افروز و هجران بسوز
هوش مصنوعی: دل من از بیخبری و دوری تو مدت زیادی در آتش سوخته است. ای کاش زیبایی تو را ببینم تا این درد و دوری را فراموش کنم.
فراق تو تاکی گهی وصل هم
همه شب مده گاه شب گاه روز
هوش مصنوعی: فراق و جدایی تو تا چه زمانی ادامه دارد؟ گهگاه که به هم نزدیک میشویم، شب یا روز باید چه زمانی را برای هم بگذاریم؟
دلا وصل و هجران شب و روزیست
گهی این گهی آن بساز و بسوز
هوش مصنوعی: ای دل، وصل و جدایی همچون روز و شب است؛ گاهی در یکی از آنها هستی و گاهی در دیگری. پس باید تحمل کنی و با این تغییرات کنار بیایی.
گهی مست شو گاه مخمور باش
گهی پرده در باش که پرده روز
هوش مصنوعی: گاه مست و شاد باش، گاه در حالتی آرام و بیخیال به سر ببر و گاه مانند پردهای بر افرازگی که روز را بپوشاند.
چو زاهد ز مستیت پرسد بگو
مرا جایز آمد ترا لایجوز
هوش مصنوعی: زمانی که یک زاهد از من بپرسد چرا مست هستم، باید بگویم که این حالت برای من مجاز است و به من اجازه داده میشود.
بجو وصل دایم تو ای فیض ازو
نهٔ قابل این سعادت هنوز
هوش مصنوعی: به دنبال پیوستگی دائمی باش، ای فیض، زیرا هنوز کسی لایق این سعادت نیست.