برگردان به زبان ساده
نسرشته اند در گلم الا هوای دوست
سرتا بپای من همه هست از برای دوست
هوش مصنوعی: در وجودم تنها عشق و آرزوی دوست ساری و جاری است و همه وجودم تنها برای اوست.
تن از برای آنکه کشم بار او بجان
جان از برای آنکه فشانم بپای دوست
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر تحمل بار سنگین زندگی، وجودم را حفظ کردهام و روح و جانم را فدای محبت دوست میکنم.
دل از برای آنکه به بندم بعشق او
سر از برای آنکه دهم در هوای دوست
هوش مصنوعی: دل را به خاطر عشق او به بند میآورم و جانم را برای دوست تقدیم میکنم.
چشم از برای آنکه به بینم جمال او
لب از برای آنکه بگویم ثنای دوست
هوش مصنوعی: چشمم برای دیدن زیبایی او و لبم برای گفتن ستایش دوست است.
دست از برای آنکه بدامان او زنم
پای از برای آنکه روم در رضای دوست
هوش مصنوعی: من برای اینکه به او نزدیک شوم، دست از همه چیز میشویم و برای اینکه در مسیر رضایت او قدم بردارم، از جا برمیخیزم.
گوش از برای حلقه و گردن برای طوف
یعنی اسیر و بنده ام و مبتلای دوست
هوش مصنوعی: من به خاطر دوستیام به زنجیر و بند کشیده شدهام و همچون حلقهای در گوشم قرار دارم، به طوری که تمام وجودم تسلیم عشق و محبت اوست.
در سر خیال و مهر بدل سینه بهر راز
در لب دعا، ثنا بزبان، دیده جای دوست
هوش مصنوعی: در دل، فکر و عشق برای کشف رازها وجود دارد. در لبها دعا و ستایش جاریست و در چشمها تنها جایی برای محبوب است.
خوش آنکه مدعای من از وی شود روا
لیکن بشرط آنکه بود مدعای دوست
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که خواستهاش از طرف او قبول شود، اما به شرطی که خواستهاش از طرف دوستی باشد.
گر دوست را بجای من مبتلا بسی است
بی او شوم اگر بودم کس بجای دوست
هوش مصنوعی: اگر دوست من گرفتار و دچار مشکلات زیادی باشد، بیاو چه فایدهای دارد که من در کنار کسی دیگر باشم.
ای فیض نوش باد ترا هر چه میکشی
از جام عشق و باده مهر و وفای دوست
هوش مصنوعی: ای محبوب، نوشیدن از جام عشق و وفای دوستان برای تو، هر چه که نیاز باشد، زیبایی و خوشبختی به همراه دارد.