برگردان به زبان ساده
ای که سرمیکشی زخدمت دوست
چون کنی دعوی محبت دوست
هوش مصنوعی: ای آن که به خاطر محبت دوست، خود را به زحمت میاندازی، چگونه میتوانی ادعای عشق او را داشته باشی؟
منفعل نیستی ازین دعوی
شرم ناید ترا زطلعت دوست
هوش مصنوعی: تو از این ادعا بیتاثیر نیستی، آیا از زیبایی دوست باید شرم کنم؟
نبری امر دوست را فرمان
دم زنی آنگه از مودت دوست
هوش مصنوعی: اگر به دستورات دوست توجه نکنی و از او صحبت نکنی، چگونه میتوانی محبت او را نشان دهی؟
دعوی دوستی کنی وانگاه
نشوی تابع ارادت دوست
هوش مصنوعی: اگر ادعای دوستی داری، پس نباید در پی ارادت به دوست خود نباشی.
دوستی را کجا سزاواری
نیستی چون سزای خدمت دوست
هوش مصنوعی: دوستی را کجا جایگاهی نیستی، مانند جایگاه خدمت به دوست.
دوست از دوستیت بی زارست
که نهٔ جز سزای لعنت دوست
هوش مصنوعی: دوست از دوستی تو خسته است، چون هیچ چیزی جز نتیجهی بدی از دوستی به دست نمیآورد.
بر درش بین هزار فرمان بر
سرنهاده برای طاعت دوست
هوش مصنوعی: در کنار در این شخص، هزاران فرمان وضع شده تا برای اطاعت از دوست، گردن نهاده شود.
عاشقان بین نهاده جان برکف
از برای نثار حضرت دوست
هوش مصنوعی: عاشقان جان خود را برای قربانی کردن و نثار کردن در راه محبوبشان آماده کردهاند.
ما عبدناک گوی بین بی حد
صف زده بر در عبادت دوست
هوش مصنوعی: ما بدون هیچ حدود و مرزی، در مسیر عبادت و محبت تو ای دوست، به سجده افتادهایم و خود را تسلیم کردهایم.
ما عرفناک گو نگر بی عد
وآله کبریا و رفعت دوست
هوش مصنوعی: بدان که تو را نمیشناسند، اگر به صفات و بزرگی واقعیات ننگرند.
جمع کر و بیان قدس نگر
بر درش می زنند نوبت دوست
هوش مصنوعی: به جمع آمدهاند و با دقت به مکان مقدس او نگاه میکنند، در حالی که برای ورود به نزد او دوستان هم نوبت میزنند.
فیض اگر میکند مخالفتی
سر نمی پیچد از مشیت دوست
هوش مصنوعی: اگر فیض و نعمت الهی به کسی برسد، هیچ چیزی نمیتواند مانع از آن شود و همه چیز طبق خواست و اراده خداوند انجام میشود.