برگردان به زبان ساده
در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست
آنکه دل از عشق او زنده بود اوست اوست
هوش مصنوعی: در وجود انسان هیچ دردی وجود ندارد جز عشق به دوست. تنها کسی که با عشق او زنده است، هموست.
نغز درین نه طبق نیست به جز عشق حق
هر چه به جز عشق او نیست به جز پوست پوست
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ چیز با ارزشتر از عشق به حق وجود ندارد. همه چیزهای دیگر همانند پوست و ظواهر هستند و در حقیقت از ارزش واقعی برخوردار نیستند.
قدسهی قامتان زان چمن آراست راست
روی پری پیکران زان گل رو روست روست
هوش مصنوعی: قدس زیبا با قامتهای دلفریبش از آن باغ آراسته شده است، درست مانند روی پریانی که در این بستان از گلها و زیباییها کم نیست.
عشق مرا پیشه شد در رک و در ریشه شد
نیست منی در میان من نه منم اوست اوست
هوش مصنوعی: عشق به یک جزء جدانشدنی از وجود من تبدیل شده است. من دیگر وجود مستقلی ندارم؛ درونیترین من به او پیوسته و او همان است که در من حضور دارد.
مهر رخ دوست را سینه من جاست جاست
بر سرخاک رهش دیده من جوست جوست
هوش مصنوعی: عشق و محبت چهره محبوب در قلب من جا دارد و چشمان من همیشه به دنبال نشانههایی از او، حتی در خاک و مسیرش، هستند.
چون رخ مه طلعتان جان من افروختند
چون کمر دلبران این تن من موست موست
هوش مصنوعی: وقتی چهرهی زیبا و ماهگون شما جانم را روشن کرد، بدن من مانند کمر دلبران، تنها مویی بیش نیست.
اوست همه عز و نازما همه دل و نیاز
خواری ما بهر ما عزت ما زوست زوست
هوش مصنوعی: او خود مظهر عظمت و زیبایی است و ما تمام نیازها و خواستههایمان به او وابسته است. خوار بودن ما به خاطر این است که عزت و افتخار ما از او نشأت میگیرد.
او همه احسان وجود ما همه جرم و جحود
اوست چنان ما چنین کس چکند خوست خوست
هوش مصنوعی: او تمام خوبیها را به ما هدیه کرده و ما تنها کارهای نادرست و نادانی از خود نشان میدهیم. پس با این حال چگونه میتوانیم در برابر او این گونه باشیم؟
بوی خدا میوزد از نفس اهل دل
نیست سخن شعرفیض عطر از آن بوست بوست
هوش مصنوعی: عطر Presence of God از وجود اهل دل به مشام میرسد؛ این تنها یک شعر نیست، بلکه حس و بویی است که از آن سرچشمه میگیرد.