برگردان به زبان ساده
گنجیست معرفت که طلسمش نهفتن است
راهش غبار شرکت ز ادراک رفتن است
هوش مصنوعی: معرفت همانند گنجی ارزشمند است که برای دستیابی به آن باید از موانع و پیچیدگیهای دنیا عبور کرد. در واقع، درک حقیقی آن با مشغول شدن به امور دنیوی و نامرتبط دشوار میشود و انسان باید از این موانع دوری کند تا به حقیقت برسد.
گر بحر معرفت بکف آید بکش سخن
کان موسم جواهر اسرار شفتن است
هوش مصنوعی: اگر دریای معرفت در دستانت باشد، سخن بگو، چون این زمان فصل کشف و درک رازهای گرانبهاست.
خشگی اگر دوچار شود خشک شو مگو
اهل دلی چو بینی آن جای گفتن است
هوش مصنوعی: اگر زمین خشک شود، بیدلیل نگو که باید نگران بود. وقتی انسانی با دل و احساس را در آنجا میبینی، بدان که آن موقع برای صحبت کردن و اظهار نظر مناسب است.
بیمار دل زمعرفت از شمهٔ برد
بیماریش فزون شود اولی نهفتن است
هوش مصنوعی: دل بیمار از شناخت و آگاهی به شدت رنج میبرد و این درد بیشتر میشود. در ابتدا، بهتر است این احساسات و تعدد آنها را پنهان کرد.
درهم کشیده روی ور آید چو غنچه باش
با گفتگو بگوی که هنگام خفتن است
هوش مصنوعی: اگر دقت کنی و با مهارت با دیگران صحبت کنی، میتوانی به خوبی از کارها و موقعیتها آگاه شوی و به آنها رسیدگی کنی. در زمانی که باید استراحت کنی، به آرامی و با احتیاط رفتار کن.
خونین دلی چو غنچه به بینی صباش باش
گل گل شگفته شو که محل شگفتن است
هوش مصنوعی: دلی پر از احساس و غم مانند غنچهای خونی است. چون به باده و ورزش روحانی دست میزنی، مانند گلی بشکف و شاداب شو، زیرا اینجا زمان شگفتی و شکفتن است.
گربرخوری بسوخته جان دل شکستة
غم از دلش بروب که محراب رفتن است
هوش مصنوعی: اگر دلی سوخته و غمگین داری، بگذار آن درد و ناراحتی را از دل خودت خارج کنی، چرا که این احساسات مانند نقطهٔ پایانی بر یک دوران است.
دانائی ار بدست تو افتد کند حدیث
رو جمله گوش باش که جای شنفتن است
هوش مصنوعی: اگر علم و دانشی به دستت بیفتد، باید به خوبی به آن گوش فرا دهی، زیرا جای یادگیری و شنیدن است.
چون با کجی بمجلسی افتی مزن نفس
کان خامشی سرای زاغیار رفتن است
هوش مصنوعی: اگر با ناتوانی به مجلسی بروی، سخن مگوی؛ زیرا آن سکوت، جایی است که زاغها در آن میروند و میآیند.
بدگوئی راز وصف نگوئی زبان به بند
پرگوی را علاج بترک شنفتن است
هوش مصنوعی: بهتر است که درباره دیگران بدگویی نکنیم و رازهای آنها را فاش نکنیم. اگر زبان ما به گفتن چیزهای نامناسب باز باشد، درمان آن در سکوت و نشنیدن حرفهای ناپسند است.
شبها چو از عشا و عشا یافتی فراغ
لب از سمر به بند که آن وقت خفتن است
هوش مصنوعی: شبها وقتی که از نماز عشا فراغت پیدا کردی، زبانت را از گفتن داستان و سخنان بیهوده خاموش کن؛ زیرا آن زمان، زمان خوابیدن است.
اشعار فیض حکمت محض است شعر نیست
کی لایق طریقه او شعر گفتن است
هوش مصنوعی: اشعار فیض تنها بیان کننده دانش و حکمت واقعی هستند و نمیتوان آنها را صرفاً شعر در نظر گرفت. شعر گفتن در مسیر او، نیازمند فهم و درک عمیقتری است.