فریدون
فردوسی
»
شاهنامه
»
فریدون
بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود : فریدون چو شد بر جهان کامگار
بخش ۲ - خواستگاری فریدون دختران شاه یمن را برای پسرانش : ز سالش چو یک پنجه اندر کشید
بخش ۳ - خواستههای شاه یمن : فرستادهٔ شاه را پیش خواند
بخش ۴ - رسیدن فرزندان فریدون به یمن و ازدواج آنها با دختران شاه یمن : سوی خانه رفتند هر سه چو باد
بخش ۵ - بخشیدن روم سلم را و تور توران را و ایرج ایران را : نهفته چو بیرون کشید از نهان
بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را : برآمد برین روزگار دراز
بخش ۷ - رای زدن فریدون با ایرج : فرستادهٔ سلم چون گشت باز
بخش ۸ - نامهٔ فریدون به سلم و تور : یکی نامه بنوشت شاه زمین
بخش ۹ - رفتن ایرج به نزد سلم و تور : چو تنگ اندر آمد به نزدیکشان
بخش ۱۰ - کشته شدن ایرج : چو برداشت پرده ز پیش آفتاب
بخش ۱۱ - نابینا شدن فریدون از داغ ایرج : فریدون نهاده دو دیده به راه
بخش ۱۲ - زاده شدن منوچهر : برآمد برین نیز یک چندگاه
بخش ۱۳ - آگاهی سلم و تور از منوچهر : به سلم و به تور آمد این آگهی
بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران : سپه چون به نزدیک ایران کشید
بخش ۱۵ - پیمان بستن سپاه ایران : بدان گه که روشن جهان تیره گشت
بخش ۱۶ - جنگ نخستین سلم و تور با سپاه ایران : سپیده چو از تیره شب بردمید
بخش ۱۷ - شبیخون بر سپاه منوچهر و کشته شدن تور : چو از روز رخشنده نیمی برفت
بخش ۱۸ - فرستادن منوچهر سر تور فریدون را : به شاه آفریدون یکی نامه کرد
بخش ۱۹ - ادامهٔ جنگ سپاه ایران : به سلم آگهی رفت ازین رزمگاه
بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون : تهی شد ز کینه سر کینه دار