برگردان به زبان ساده
به شاه آفریدون یکی نامه کرد
ز مشک و ز عنبر سر خامه کرد
هوش مصنوعی: برای شاه آفریدون یکی نامه نوشت و آن را با مشک و عنبر خوشبو کرد.
نخست از جهان آفرین کرد یاد
خداوند خوبی و پاکی و داد
هوش مصنوعی: اول از همه، یاد خداوند را که مایه خوبی، پاکی و عدالت است، در نظر گرفت.
سپاس از جهاندار فریادرس
نگیرد به سختی جز او دست کس
هوش مصنوعی: خداوندی که به ما کمک میکند، در دشواریها تنها به او باید تکیه کرد و کسی دیگر نمیتواند یاریگر باشد.
دگر آفرین بر فریدون برز
خداوند تاج و خداوند گرز
هوش مصنوعی: آفرین بر فریدون، کسی که خالق و آفریننده است و مالک تاج و سلطنت، و همچنین دارنده قدرت و نیرو میباشد.
همش داد و هم دین و هم فرهی
همش تاج و هم تخت شاهنشهی
هوش مصنوعی: تمامی اینها در هم گنجانده شدهاند: فریاد، دین، فرهنگ و همچنین تاج و تخت پادشاهی.
همه راستی راست از بخت اوست
همه فر و زیبایی از تخت اوست
هوش مصنوعی: همه خوبیها و حقیقتها از سرنوشت او ناشی میشود و تمام زیبایی و جذابیت به خاطر مقام و جایگاه اوست.
رسیدم به خوبی بتوران زمین
سپه برکشیدیم و جستیم کین
هوش مصنوعی: به جایی رسیدم که زیباییهای زمین را در آغوش گرفتم و با تمام قدرت برای برآورده کردن خواستههایم تلاش کردم.
سه جنگ گران کرده شد در سه روز
چه در شب چه در هور گیتی فروز
هوش مصنوعی: در سه روز، سه جنگجوی سختکوش در جنگی پرشور و باعزت به نبرد پرداختند، چه در شب و چه در روشنایی روز، تا کیهان را روشن کنند.
از ایشان شبیخون و از ماکمین
کشیدیم و جستیم هر گونه کین
هوش مصنوعی: ما از حمله و تجاوز آنها در امان نماندیم و در پاسخ به این دشمنیها، هر نوع انتقام و واکنشی را به کار گرفتیم.
شنیدم که ساز شبیخون گرفت
ز بیچارگی بند افسون گرفت
هوش مصنوعی: شنیدم که به دلیل ناتوانی، ساز به حملهای ناگهانی برخاست و تحت تأثیر جادو و افسون قرار گرفت.
کمین ساختم از پس پشت اوی
نماندم به جز باد در مشت اوی
هوش مصنوعی: من به خاطر او در کمین نشستم و تنها چیزی که در دستم مانده باد است؛ یعنی هیچ چیزی جز او برای من ارزش ندارد.
یکایک چو از جنگ برگاشت روی
پی اندر گرفتم رسیدم بدوی
هوش مصنوعی: به محض اینکه هر یک از آنها از جنگ دست کشیدند و روی خود را برگرداندند، من نیز حرکت کردم و به سرعت به سوی آنها رسیدم.
بخفتانش بر نیزه بگذاشتم
به نیرو ازان زینش برداشتم
هوش مصنوعی: من او را بر روی نیزه خواباندم و با قدرت زین او را برداشتم.
بینداختم چون یکی اژدها
بریدم سرش از تن بیبها
هوش مصنوعی: من مانند یک اژدها به او حمله کردم و سرش را از بدن بیارزشش جدا کردم.
فرستادم اینک به نزد نیا
بسازم کنون سلم را کیمیا
هوش مصنوعی: به نزد نیا فرستادم تا برایم آرامش و سعادتی بسازد. اکنون در انتظار آن هستم که برایم به مانند طلا ارزشمند شود.
چنان چون سر ایرج شهریار
به تابوت زر اندر افگند خوار
هوش مصنوعی: همچون سر ایرج، پادشاه بزرگ را در تابوت طلا به زیر افکندند و بیاحترامی کردند.
به نامه درون این سخن کرد یاد
هیونی برافگند برسان باد
هوش مصنوعی: در اینجا گوینده به یادآوری چیزی اشاره میکند که در درون یک نامه نوشته شده است. او میخواهد که این یادآوری به دیگران منتقل شود و احساس میکند که این پیام باید به سرعت به گوش دیگران برسد.
فرستاده آمد رخی پر ز شرم
دو چشم از فریدون پر از آب گرم
هوش مصنوعی: پیامبری آمد که چهرهاش پر از شرم بود و دو چشمانش مانند آب گرم، از احساسات پر شده بودند.
که چون برد خواهد سر شاه چین
بریده بر شاه ایران زمین
هوش مصنوعی: زمانی که سر شاه چین به زمین بیفتد، آن زمان سر شاه ایران نیز خواهد افتاد.
که فرزند گر سر بپیچید ز دین
پدر را بدو مهر افزون ز کین
هوش مصنوعی: اگر فرزند از راه و دین پدر منحرف شود، محبت و علاقهاش به او از نفرت بیشتر خواهد بود.
گنه بس گران بود و پوزش نبرد
و دیگر که کین خواه او بود گرد
هوش مصنوعی: گناه بسیار سنگین است و عذرخواهی آن پذیرفته نمیشود، و همچنین دیگرانی که با او دشمنی دارند، دور او جمع میشوند.
بیامد فرستادهٔ شوخ روی
سر تور بنهاد در پیش اوی
هوش مصنوعی: فرستادهای با چهرهای خوشرو آمد و پیامی را در مقابل او گذاشت.
فریدون همی بر منوچهر بر
یکی آفرین خواست از دادگر
هوش مصنوعی: فریدون قصد داشت تا به منوچهر تبریک بگوید و از عدالتخواهی او تقدیر کند.