برگردان به زبان ساده
دلم خوشست اگر شکوهگر دعا بنویسی
که هر چه تو بنویسی بمدعّا بنویسی
هوش مصنوعی: دل من شاد است اگر کسی که دعا مینویسد، از تو بخواهد تا هر چه که مینویسی به درستی و با زیبایی بنویسی.
چو شکوة تو بهست از دعای هر که بجز تست
چه لازمست که زحمت کشی دعا بنویسی
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی و خوبی تو به خاطر دعای دیگران است، چه نیازی به زحمت کشیدن برای نوشتن دعا هست؟
هزار ساله وفای مرا بسست که گاهی
کنی وفا و مرا نام بیوفا بنویسی
هوش مصنوعی: من سالها به وفاداریام پایبند بودهام، اما گاهی که تو به وعدهات عمل نمیکنی، مرا بیوفا میخوانی.
تراست خامة جادو زبان عجیب نباشد
اگر شکایت بیجای من بجا بنویسی
هوش مصنوعی: اگر تو در نوشتن، به زبان جادوگری که خاص و عجیب است، مهارت نداشته باشی، عیبی ندارد؛ چرا که اگر در شکایت من بیمورد هم ایرادی وارد کنی، باز هم جای شگفتی نیست.
تو گر شمایل خوبی رقم کنی بتوانی
که هم کرشمه نگاری و هم ادا بنویسی
هوش مصنوعی: اگر شما شکل و ظاهری زیبا بیافرینی، میتوانی هم به زیبایی جلوهگری کنی و هم هنرِ بیان و بیان احساسات را به بهترین نحو به نمایش بگذاری.
کتاب درد دلم مشکلست و مشکل مشکل
اگر تو گوش کنی تا بَرو چهها بنویسی
هوش مصنوعی: نوشتن دردهای دل بسیار سخت و پیچیده است. اگر تو به حرفهایم گوش کنی، میتوانی چیزهای زیادی بنویسی و بیان کنی.
از آن به من ننویسی تو نکتهای که مبادا
خدا نخواسته درد مرا دوا بنویسی
هوش مصنوعی: اگر به من چیزی ننویسی، نکتهای را ذکر نکن که ممکن است خدا نخواهد که درد من درمان شود.
امید هست که تحریک لطف گوشة چشمی
کند اشاره که از بهر من شفا بنویسی
هوش مصنوعی: امیدوارم که توجه مهربانت، اشارهای باشد که باعث شود برای من دعای سلامتی بنویسی.
مروّتی که تو داری عجب ز خویش نداری
که خون بریزی و آنگاه خونبها بنویسی!
هوش مصنوعی: مروت و جوانمردیای که تو داری عجیب است، چون هیچ حس همدردی با خودت نداری؛ چطور میتوانی خون کسی را بریزی و بعد برای او دیه تعیین کنی؟
ترا که شیوة اخلاصم از قدیم عیانست
بغیر شکوة بیجا بمن چرا بنویسی؟
هوش مصنوعی: من تو را میشناسم و میدانم که همیشه با اخلاص و صداقت بودهای. پس چرا باید بدون هیچ دلیلی، از من شکایت کنی و به من نامه بنویسی؟
قبول کردهام ای دوست جرمها که نکردم
مگر تو هم خط بطلان ما مضی بنویسی
هوش مصنوعی: من با کمال میل پذیرای اشتباهات و گناهانم هستم، البته به شرطی که تو هم آن بازنویسیها و اشتباهات گذشتهام را نادیده بگیری و دیگر آنها را به حساب نیاوری.
عجب ز طالع فیّاض ناامید ندارم
که در کتابت دشنام او دعا بنویسی
هوش مصنوعی: تعجب میکنم که از سرنوشت بخشنده ناامیدم. نمیدانم چگونه ممکن است در نوشتار تو، به جای دعا، از او بدگویی کنی.