برگردان به زبان ساده
همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
میتوانی جای خود را در دلی پیدا کنی
هوش مصنوعی: اگر مانند شمشیر تیز و باارزش باشی، میتوانی در دلها جایگاه ویژهای برای خود بدست آوری.
چهرهای چون برگ گل داری تنی چون بوی گل
حیف اگر جز در دل اهل محبّت جا کنی
هوش مصنوعی: تو چهرهای زیبا و مانند گل داری و بدنی با عطر و بوی گل. افسوس که اگر این زیبایی را فقط در دل کسانی که عاشقانه به تو علاقه دارند جا ندهی، ارزشش از بین میرود.
سینة آیینه داری در درون پیرهن
آه اگر در پیش دم سردان گریبان وا کنی
هوش مصنوعی: اگر درون پیراهن خود، سینۀ شفاف و روشنی مثل آیینه داری، آه اگر تا دم سرد (بخاری) را باز کنی، به دیگران نشان خواهی داد.
ما تهی سرمایگانیم و متاعت قیمتی
دین و ایمانی چه ارزد تا به ما سودا کنی
هوش مصنوعی: ما خالی از ثروتیم و ارزش دین و ایمانی که داریم، چه ارزشی دارد که تو بخواهی برای ما معامله کنی؟
هیچ سر را سرکشی از زلف فتراک تو نیست
در جهان مشهور سازی هر کرا رسوا کنی
هوش مصنوعی: هیچ سر و مویی در دنیا وجود ندارد که به زلفهای تو نغنید و مشهور نشود، و هر کسی را که بخواهی بی آبرو میکنی.
من ز خود تنها شدم بهر تو تنهایی پَرَست
تا تو یک دم رغبت این گوشهٔ تنها کنی
هوش مصنوعی: من به خاطر تو از خودم دور شدم و تنها شدم، تا تو هم کمی به این گوشهٔ تنهایی واکنش نشان دهی و رغبت نشان دهی.
من ز خود فیّاض رفتم هرزه جستجو مکن
خویش را گر گم کنی شاید مرا پیدا کنی
هوش مصنوعی: من از خودم به دور افتادهام، پس تلاش نکن تا به دنبال من بگردی. اگر خودت را گم کنی، شاید بتوانی من را پیدا کنی.