برگردان به زبان ساده
از گل آوازهای شنیدی تو
آنچه من دیدهام ندیدی تو
هوش مصنوعی: تو تنها صدای زیبای گل را شنیدی، اما من آنچه را که واقعی است و دیدهام، تو هرگز ندیدهای.
عالمی را ز نکته پر کردم
کاش یک نکته میشنیدی تو
هوش مصنوعی: در دلم انبوهی از نکات و دانستهها دارم، کاش تو هم میتوانستی یکی از آن نکات را بشنوی و درک کنی.
مُردم از خسرت تو و شادم
که به این آرزو رسیدی تو
هوش مصنوعی: من از حسرت تو جان سپردم، ولی خوشحالم که تو به آرزوی خود رسیدی.
لوح بر کف چه مینهی ای ماه
تخته بر روی خور کشیدی تو
هوش مصنوعی: ای ماه، چرا لوحی را در دستت نگه میداری؟ تو آنقدر به زیبایی روی خورشید سایه انداختهای که گویی بر روی آن تختهای کشیده شده.
گفتمی شمّهای ز درد دلم
گر به این درد میرسیدی تو
هوش مصنوعی: به او گفتم اگر کمی از درد دل من را میفهمیدی، شاید به این درد من میرسیدی.
چند نالی به هرزه ای بلبل
پردة گوش گل دریدی تو
هوش مصنوعی: چند بار بی دلیل و بی هدف ناله کردی، ای بلبل، که پردهٔ گوش گل را پاره کردی؟
زاهدا هرزه من نمیشنوم
برو از سر مرا خریدی تو!
هوش مصنوعی: ای زاهد، من به سخنان تو توجهی نمیکنم! برو و از زندگیام دور شو، زیرا تو مرا به قیمت زندگیام خریدی!
نرسیدی به مطلبی هر چند
در پی این و آن دویدی تو
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که در تلاش باشی و دنبال چیزهایی بگردی، اگر به حقیقت یا هدف اصلی نرسی، هیچ فایدهای ندارد.
هیچ بیرون نمیروی فیّاض
سخت در کنج غم خزیدی تو
هوش مصنوعی: تو از هیچ جا نمیروی، ای بخشنده، که در دل غم پنهان شدهای.