برگردان به زبان ساده
اثر ندیده دل از حرف مهربانی تو
چو شمع تا به کی این گرمی زبانی تو
هوش مصنوعی: دل بیتاثیرم از صحبتهای محبتآمیز تو، مانند شمعی است که تا کی باید از گرمای سخنان تو بهرهمند شود؟
کسی چهگونه کند ضبط خود که دلها را
به آشکار برد غمزة نهانی تو
هوش مصنوعی: چطور میشود انسان از خود مراقبت کند که در دلها، عشق و زیبایی پنهان تو را به نمایش بگذارد؟
تو گرم عذرِ ستم گشتی و مرا به لب
شکایت آب شد از شرم همزبانی تو
هوش مصنوعی: تو به خاطر ظلم، عذرخواهی کردی و من از شرم و خجالت نمیتوانم حتی از زبان خودم شکایت کنم.
هنوز طفلی و دانشوران عالم را
زبان نکته فرو بست نکتهدانی تو
هوش مصنوعی: تو هنوز کودک هستی و اهل علم و دانش در دنیا از قدرت بیانشان ناتوان شدهاند به خاطر نکتهسنجی تو.
به خط سبز نظر راندی آنقدر فیّاض
که گشت بر همه روشن سواد خوانی تو
هوش مصنوعی: تو با قلم سبز خود آنقدر سخاوت داری که نوشتههایت بر همه روشن و قابل خواندن شده است.