برگردان به زبان ساده
گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من
چون کند جا در دل چون آتش سوزان من!
هوش مصنوعی: اگر ابراهیم به وعدهاش عمل نمیکرد، معشوق من چگونه میتوانست در دل من جا بگیرد، در حالی که عشق او مانند آتش سوزان است؟
از ازل کردند در خونریزی من اتّفاق
خنجرش را آشناییهاست با مژگان من
هوش مصنوعی: از آغاز، سرنوشت خون ریزی من را رقم زدند و آشنایی خنجر با مژگان من به نوعی درهم تنیده است.
درهم از همچشمی بخت سیاه عاشقست
نیست بیباعث پریشان طرّة جانان من
هوش مصنوعی: عشق بیدلیل و بدون علت، باعث پریشانی و ناآرامی جان من شده است و همه اینها ناشی از نیش زدن بخت بد من است.
گر فدا کردم به راهت دین و ایمان را چه غم
دین و ایمانم تویی، دین من و ایمان من
هوش مصنوعی: اگر برای تو جانم و ایمانم را فدای تو کردم، چه غمی دارم؟ چون دین و ایمان من خود تو هستی.
گر چنین فیّاض از مژگان تراود سیل خون
میشود رسوای عالم حسرت پنهان من
هوش مصنوعی: اگر این چشمان پرمهرت، همچون سیلی از خون بریزد، همه دنیا از حسرت پنهان من آگاه خواهد شد.