برگردان به زبان ساده
تا دورم از تو ای بت نامهربان من
دورست شادمانی عالم ز جان من
هوش مصنوعی: وقتی که من از تو دور هستم، ای معشوق بیمهری، شادی و خوشحالی دنیا برای من بسیار دور و inaccessible به نظر میرسد.
چندان بگریم از غم دوری که سیل اشک
چون خس به کوی دوست برد استخوان من
هوش مصنوعی: به خاطر غم دوری بسیار گریم، تا جایی که اشکهایم به اندازهی خس در کوچههای دوست ریشهام را میبرند و وجودم را میخشکانند.
با آنکه عمر من همه با یاد او گذشت
هرگز نگفت: یاوه سگ آستان من
هوش مصنوعی: با اینکه تمام عمر من به یاد او گذشت، او هرگز نگفت که به من بیاحترامی کردهام یا مزاحم او بودهام.
جز گریه کس نکرده شبی میل صحبتم
جز ناله کس نبوده دمی همزبان من
هوش مصنوعی: فقط من با اشک و اندوه شب را گذراندهام، و هیچکس در این لحظه همراهی با من نداشته است.
فیّاض خوش دگر به زبانها فتادهای
ترسم به گوش غیر رسد داستان من
هوش مصنوعی: خداوند بخشنده، خوش به حال تو که زبانها دربارهات صحبت میکنند. ولی من نگرانم که داستان من به گوش دیگران برسد.