برگردان به زبان ساده
هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
بخت تیره روزانم کوکب سیاهم من
هوش مصنوعی: من هم رفیق زندانم و هم همدم چاه، من نشان از بدبختی دارم و شانس ضعیف روزگارم را.
نه به خلد در خوردم نه به دوزخ ارزانی
خوش گناهکارم من طرفه بیگناهم من
هوش مصنوعی: نه به بهشت نیاز دارم و نه از عذاب جهنم ترسی دارم. من گناهکارم، اما جالب اینکه بیگناه هستم.
جرم اگر نمیباشد بخششی نمیپاشد
بر امید عفو او عاشق گناهم من
هوش مصنوعی: اگر گناهی در کار نیست، دلیلی برای بخشش وجود ندارد. با این حال، من به عشق او امیدوارم و با وجود گناهم، مشتاق عفو و بخشش او هستم.
تکیه بر کرم دارم، از گنه چه غم دارم
بیم را نمیدانم، آرزو پناهم من
هوش مصنوعی: به رحمت و لطف خداوند اعتماد دارم و از گناهانم هیچ نگران نیستم. نمیدانم ترس چیست، زیرا آرزویم در پناه اوست.
کم ندارم از سامان با همه پریشانی
آه و ناله اسبابم، گریه دستگاهم من
هوش مصنوعی: من از وضعیت خودم چیزی کم ندارم، اگرچه همه جا آشفتهام. ناله و گریهام جزو لوازم زندگیام شده است.
هر کجا که بخرامی، هر کجا که بنشینی
خاک آستانم من، فرش جلوهگاهم من
هوش مصنوعی: هر جا که بروی و هر جا که بنشینی، من مانند فرشی در زیر پای تو هستم و همیشه در خدمت تو هستم.
عزّتم نمیداری، قیمتم نمیدانی
سرمة سلیمانی، مشت خاک راهم من
هوش مصنوعی: به من ارزش نمیدهی و مرا نمیشناسی، در حالی که من حتی از خاکی که زیر پایم است، گرانبهاتر و ارزشمندترم.
خدمتم چه میارزد، طاعتم چه میباشد
آب گشتم از خجلت، شرم عذرخواهم من
هوش مصنوعی: خدمات و عبادتهای من چه ارزشی دارند؟ از خجالت مانند آب شدهام و به خاطر شرم، عذرخواهی میکنم.
از نجات نومیدم وز کنار محرومم
همّتی سلامت را کشتی تباهم من
هوش مصنوعی: من از نجات خود ناامیدم و کنار محرومیت قرار دارم. تلاشم برای رسیدن به آرامش، کشتی من را به سوی نابودی سوق داده است.
گرچه در هنر بیشم جمله بار بر خویشم
حجّت غریمم من، عصمت گناهم من
هوش مصنوعی: هرچند در هنرهای مختلف از دیگران برتر هستم، اما در برابر کارهای خودم محاجهگرم و گناهم را نمیتوانم انکار کنم.
پر غرور فیّاضم در جنون و رسوایی
غیر را نمیخواهم، طرفه پادشاهم من
هوش مصنوعی: من در اوج غرور و شکوه خودم هستم و در دیوانگی و رسوایی به سر میبرم و نمیخواهم به دیگران توجهی کنم. من شاهزادهای ویژه و بیهمتا هستم.