برگردان به زبان ساده
اوج گیرد رتبة افتادگی از حال من
تیرهبختی سر به گردون ساید از اقبال من
هوش مصنوعی: رتبهی پستی و افتادگی من به حدی بالا میرود که حتی آسمان را به لرزه درمیآورد و این نشانهی بدبختی و بیخوشی من است.
بس که در افتادگیها گرد بر رویم نشست
خاک بر سر میکند آیینه از تمثال من
هوش مصنوعی: از بس که در مشکلات و سختیها افتادهام، غبار و خاک بر سر و رویم نشسته است و آیینه دیگر نمیتواند تصویر من را نشان دهد.
من به راه وصل پویان روز و شب چون آفتاب
شام هجران هر قدم چون سایه از دنبال من
هوش مصنوعی: من همیشه در تلاش برای رسیدن به وصال هستم، روز و شب مانند آفتاب، و هر گام من به سوی این هدف مانند سایهای است که از من پیروی میکند.
تا نسیمی میوزد بر من ز پا افتادهام
هست هر برگ خزانی نامة احوال من
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم ملایمی میوزد، من از پا افتادهام و هر برگ پاییزی، داستان زندگی من را روایت میکند.
میفزاید غفلتم چندانکه عمرم میرود
به زبه چون بگذرد فیّاض ماه و سال من
هوش مصنوعی: غفلت من روز به روز بیشتر میشود و در حالی که عمرم در حال سپری شدن است، هیچ توجهی به گذشت زمان ندارم، مانند اینکه سعی میکنم از فرصتی که در دست دارم بهره ببرم اما به راحتی آن را از دست میدهم.