برگردان به زبان ساده
ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم میرمید از من
ولی درد دلِ ناگفته گاهی میشنید از من
هوش مصنوعی: با اینکه دشمن به خاطر ناز و لحن دلنشین او همیشه از من دوری میکرد، اما گاهی اوقات گوش به درد و دلهای ناگفتهام میسپرد.
من آن نامهربانیها که میدیدم نمیبینم
نمیدانم به غیر از مهربانیها چه دید از من!
هوش مصنوعی: من آن رفتارهای ناگوار را که در گذشته شاهدش بودم، دیگر نمیبینم و نمیدانم غیر از محبت و مهربانی، چه چیزی از من دیده است.
نمیدانم کباب ناز بودم یا عتاب امشب
همین دانم که خونابی به حسرت میچکید از من
هوش مصنوعی: نمیدانم که آیا مقصود محبت و نوازش من بوده یا سرزنشی از طرف دیگران، اما همین را میدانم که امشب اشکهای حسرت از من میچکید.
تو طاقت دشمن و، آنگه من و طاقت، محالست این
کنون آن صبر و آن طاقت که میدیدی رمید از من
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی در برابر دشمن مقاومت کنی و در عین حال من هم صبوری و استقامتی نداشته باشم. این صبر و استقامت که قبلاً میدیدی، الان به کلی از من رفته است.
خوشا عهدی که در کوی تو بودم از جهان فارغ
چه خواریها که گردون از تغافل میکشید از من
هوش مصنوعی: چه خوش بود زمانی که در کوی تو بودم و از دنیاستراحت میکردم. چه دردها و سختیهایی که به خاطر بیتوجهی زمانه تحمل میکردم.
ز بس خونها ز رشک کشتگانت میخورم ترسم
که جوشد در قیامت خون یک محشر شهید از من
هوش مصنوعی: به خاطر تعداد زیادی از خونهایی که به خاطر حسادت به کشتهشدگان میریزم، میترسم در روز قیامت خون یک شهید بزرگ بر گردن من بیفتد.
تو ای فیّاض اگر با من نزاعی در جهان داری
جهان و هر چه در وی از تو و میرزا سعید از من
هوش مصنوعی: ای بخشنده، اگر در این دنیا با من خصومتی داری، بدان که خود جهان و تمام چیزهایی که در آن است، از تو و من، میرزا سعید است.