برگردان به زبان ساده
نو خط من کرده است عزّت نخجیر من
سلسلة عنبرین ساخته زنجیر من
هوش مصنوعی: دست خط من باعث شده که جایگاه و منزلت من افزایش یابد و زنجیری که بر گردن من آویخته شده، از عنبر ساخته شده است.
کام حلاوت کشم، طعم هلاهل گرفت
لعل که شکّر فکند در قدح شیر من؟
هوش مصنوعی: میخواهم مزه شیرینی را بچشم، اما طعم تلخی به لبی وارد شده است که شکر را در جام شیر من ریخته است؟
حکمت یونان چکد گر ز لبم دور نیست
خون فلاطون خورد نالة شبگیر من
هوش مصنوعی: اگر دانش و حکمت یونان از لبانم ببارد، بعید نیست که خون افلاطون بر من تأثیر بگذارد و صدای نالهام در صبحگاه شنیده شود.
بر لب خاموش من شکوه درآید به جوش
در پس نُه پردهدار گوش به تقریر من
هوش مصنوعی: بر زبان خاموش من، ناله و شکوهای وجود دارد که در دلِ نه پرده نهفته است. به همین دلیل، گوشها به شنیدن سخن من توجه میکنند.
دم ز فلاطون زند صورت خمخانهام
مدرس اشراق گشت مجلس تصویر من
هوش مصنوعی: فضای خمخانهام، با سخنان فلسفی و عمیق فلسوفی مانند افلاطون زنده میشود و حالا به جایی تبدیل شده که در آن نور و روشنایی اندیشه، ماهیت من را درک میکند و به تصویر میآورد.
عاشق و معشوق راهست ز هم فیضها
آنکه مرید منست هست هم او پیر من
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق دو موجود جدا از هم نیستند، بلکه هر دو به هم متصلاند و از یکدیگر بهرهمند میشوند. آن کسی که به من وابسته است، همان کسی است که به عنوان راهنما و الگو برای من هم محسوب میشود.
رنگ تغافل شکست دوش ز بیتابیم
بیسببی هم نبود این همه تغییر من
هوش مصنوعی: رنگ پنهانکاری دیروز از شدت بیتابی من فرو ریخت. این تغییرات من بیدلیل هم نبود.
تا نشوی رام من رام نگردم به تو
هست مسخّر شدن مایة تسخیر من
هوش مصنوعی: تا زمانی که تسلیم من نشوی، من هم به تو تسلیم نخواهم شد. تو تنها وسیلهای برای قدرت گرفتن من هستی.