برگردان به زبان ساده
برافکن پرده و از عکس آن رونوبهارم کن
درآ در جلوه و از داغ حسرت لالهزارم کن
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن و با زیباییات به من زندگی بده، بیا و به خاطر ناراحتیام مانند گل لاله در دل من شادابی بیاور.
شرم چون کشتة ناز تو بهر خونبهای من
زمین جلوهگاه خویش را وقف مزارم کن
هوش مصنوعی: شرم تو مانند کشتۀ ناز تو، به خاطر خونبهای من، زمین را برای آرامگاه من وقف کن.
ز لطف آشکارت قدر من پوشیده میماند
به پنهانی بیا در پیش مردم آشکارم کن
هوش مصنوعی: از لطف و زیباییهای تو، ارزش و مقام من از دید مردم پنهان مانده است. بیا و به طور علنی در برابر آنها مرا معرفی کن تا شناخته شوم.
مرا تا از نظر انداختی با خاک یکسانم
بیا بر رغم گردون یک کف خاک اعتبارم کن
هوش مصنوعی: وقتی مرا از دید خود دور کردی، حس کردم که ارزش و وجودم به یک خاک معمولی تبدیل شده است. بیاید و با وجودی که مثل یک ذره خاک است، به من اعتبار و اهمیت بده.
قرار صبر با خود دادهام اما پشیمانم
بگو فیّاض ازو حرفیّ و دیگر بیقرارم کن
هوش مصنوعی: من به خودم قول دادهام صبر کنم، اما حالا پشیمان هستم. بگو ای بخشنده، از او سخنی بگو که باعث شود دوباره بیقرار شوم.